فایل ورد کامل مقاله تواضع و فروتنی؛ تحلیل علمی آموزه‌های اخلاقی، روانشناختی و تأثیرات اجتماعی


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
فایل ورد و پاورپوینت
20870
15 بازدید
۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : به همراه فایل word این محصول فایل پاورپوینت (PowerPoint) و اسلاید های آن به صورت هدیه ارائه خواهد شد

 فایل ورد کامل مقاله تواضع و فروتنی؛ تحلیل علمی آموزه‌های اخلاقی، روانشناختی و تأثیرات اجتماعی دارای ۲۸ صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد فایل ورد کامل مقاله تواضع و فروتنی؛ تحلیل علمی آموزه‌های اخلاقی، روانشناختی و تأثیرات اجتماعی  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی فایل ورد کامل مقاله تواضع و فروتنی؛ تحلیل علمی آموزه‌های اخلاقی، روانشناختی و تأثیرات اجتماعی،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن فایل ورد کامل مقاله تواضع و فروتنی؛ تحلیل علمی آموزه‌های اخلاقی، روانشناختی و تأثیرات اجتماعی :

تواضع و فروتنى
هفتمین نصیحت حکیمانه، و اندرز ارزشمند لقمان به پسرش، مسإله رعایت تواضع و فروتنى است ،که مى توان آن را مادر ارزش‏ها و کلید گنجینه کمالات نامید، لقمان به پسرش چنین فرمود: «و لا تصعر خدک للناس;؛ پسرم! با بى اعتنایى از مردم روى مگردان». [۱] یعنى متواضع و فروتن باش.
معنى تواضع و اقسام آن

تواضع در اصل از واژه وضع که به معنى فرونهادن است گرفته شده، از این رو به زایمان زنان به وضع حمل تعبیر مى شود، و مفهوم آن از نظر اخلاقى این است که انسان باید خود را در برابر خدا و خلق خدا پایین‏تر از موقعیت خود قرار دهد، فروتنى و فرو روحى کند، و ضد آن تکبر و بزرگ نمایى و فخرفروشى است که از صفات رذیله، و مایه و پایه انحرافات فکرى و عملى بسیار زشت است.
البته باید توجه داشت چنان که خواهیم گفت تواضع به معنى خوارى و ذلیل نشان دادن خود نیست که ضد ارزش و مورد نکوهش مى باشد چنانکه ذکر مى شود.

از نشانه‏هاى تواضع این است که انسان در برابر مردم، خوش رو، خوش برخورد است، و هنگام معاشرت و جدا شدن از آنها، با روى باز و دل پذیر روبه رو یا جدا مى‏شود، و جداییش محبت‏آمیز است، نه از روى بى اعتنایى که موجب کینه و کدورت شده، و از نشانه‏هاى خصلت زشت تکبر و خود شیفتگى است.
تعبیر به «لاتصعر» اشاره به این است که تواضع نکردن، و بروز کردارى ضد تواضع در انسان یک نوع بیمارى آشکار است، چرا که تصعر چنان که در لغتنامه مصباح المنیر آمده در اصل از واژه صعر گرفته شده، و صعر در لغت یک نوع بیمارى است که شترى به آن مبتلا مى شود، و آن شتر بر اثر آن بیمارى، گردن خود را کج مى‏کند.

بنابراین خارج شدن از حریم تواضع یک نوع بیمارى آشکار است، که بیانگر بیمارى و عدم صفاى درونى مى‏باشد. تواضع داراى نشانه‏ها و درجات مختلف است، باید آنها را شناخت و به موقع رعایت کرد، مثلا امام باقر(ع) مى‏فرماید: «التواضع الرضا بالمجلس دون شرفه، و ان تسلم على من لقیت، و ان تترک المرإ و ان کنت محقا؛ تواضع آن است که به کمتر از جایگاه شایسته خود در مجلس قناعت کنى و هنگام ملاقات با کسى، در سلام کردن پیشى‏گیرى، و در گفتگوها از جر و بحث پرهیز کنى گرچه حق با تو باشد». [۲]
شخصى از حضرت رضا (ع) پرسید: حد و مرز تواضع چیست که اگر کسى آن را رعایت کند به عنوان متواضع به حساب مى‏آید؟ آن حضرت در پاسخ فرمود: «تواضع داراى درجاتى است، یکى از آن درجات این است که انسان موقعیت نفس خود را بداند، و آن را با قلب سالم در همان جایگاه قرار دهد، و براى دیگران همان را بپسندد که براى خود مى‏پسندد، هرگاه از کسى بدى دید، آن را با نیکى پاسخ دهد، خشم خود را فرو برد، از گناهان مردم بگذرد، و آنها را مورد عفو قرار دهد، خداوند نیکوکاران را دوست دارد». [۳]
نتیجه این که تواضع یک حالت خشوع و خضوع معقول درونى است که نشانه‏هاى آن در رفتار و کردار و گفتار آشکار مى‏شود. و گاهى ممکن است، انسان از نظر روحى به مرحله این حالت نرسد، ولى بتواند در عمل، خود را براساس موازین تواضع، هماهنگ سازد، چنین کسى عملا متواضع است.
اقسام تواضع
باید توجه داشت که به طور کلى تواضع بر دو قسم است:
۱ تواضع در برابر خدا که شامل تواضع، در برابر حق و قانون خدا، تواضع در برابر پیامبران و امامان و اولیإ خدا مى شود.

۲ تواضع در معاشرت با مردم، از دوست، همسایه، پدرو مادر، معلم و استاد، همکار و; روشن است که تواضع در برابر خدا، عالى‏ترین و مهم‏ترین درجه تواضع است، چنان که ضد آن، تکبر در برابر خدا، بزرگ‏ترین گناه و سرکشى است. تواضع در برابر خدا، جزء ایمان عمیق، و اعتقاد صحیح و معرفت و راهیابى به مقام قرب الهى است، نشانه آن نهایت تسلیم در برابر فرمان‏هاى خدا واطاعت از او، و کمال خشوع و خضوع در برابر عظمت او مى‏باشد، به گونه‏اى که انسان خود را همچون افتادن قطره‏اى در اقیانوس، فناى در ذات مطلق الهى بنگرد و خود را هیچ و صفر بداند، و هیچ‏گونه چون و چرا در برابر حق نداشته باشد، همه چیز را براى او بخواهد، و در مسیر رضاى الهى گام

بردارد، و اتصالش به خدا، در حدى باشد که به قول شاعر:
اسیر عشق تو از هشت خلد مستغنى است غلام کوى تو از هر دو جهان آزاد است
پیامبر اسلام (ص) که بزرگ ترین و بى‏نظیرترین انسان‏ها، و خلایق کل هستى است، آن‏چنان در برابر عظمت خدا متواضع بود که وقتى از سوى خدا به او خطاب شد؛ تو را بین پادشاهى و رسالت یا بندگى و رسالت مخیر نمودم، کدام را برمى‏گزینى؟ آن حضرت عرض کرد: بندگى و رسالت را. [۴]
و امام صادق(ع) در وصف پیامبر(ص) فرمود: «ما اکل رسول الله متکئا منذ بعثه الله عز و جل نبیا حتى قبضه الله الیه متواضعالله عز و جل ؛ از آن هنگام که پیامبر اسلام (ص) از طرف خدا مبعوث به رسالت شد، تا هنگام رحلت براى رعایت تواضع در پیشگاه خدا هرگز در حال تکیه بر چیزى، غذا نخورد».
روزى آن حضرت با گروهى از بردگان روى خاک نشسته بود، چون یکى از آنها با آنها گفتگو مى‏کرد، بانویى که از آنجا عبور مى‏کرد، به عنوان اعتراض گفت: «اى محمد! چرا روى خاک نشسته‏اى و با بردگان همنشین و هم غذا شده‏اى (تو پیغمبر هستى، باید با بزرگان بنشینى;) آن حضرت در پاسخ فرمود: «ویحک اى عبد اعبد منى؛ واى بر تو، کدام بنده‏اى، بنده‏تر از من است». [۵]
نمازهاى خاشعانه و مخلصانه، دعاهاى پر محتوا و پر از مفاهیم متواضعانه، و سجده‏هاى طولانى با نهایت خشوع پیامبر(ص) و امامان (ع) هر کدام کافى است که عالى‏ترین درس نهایت تواضع در برابر خدا را به ما بیاموزند، براى درک این معنى کافى است که صحیفه سجادیه را ورق بزنیم، و با مطالعه فرازهاى آن، حقیقت تواضع در برابر خدا را دریافت نماییم. حضرت زهرا(س) در فرازى از دعاهاى خود، به خدا چنین عرض مى‏کند: «اللهم ذلل نفسى فى نفسى و عظم شإنک فى نفسى؛ خدایا! خودم را در نزد خودم کوچک کن، و مقام خودت را در نزدم بزرگ گردان». [۶] تواضع در برابر دیگران قسم دیگر تواضع است که از ارزش‏هاى والاى اخلاقى بوده، و داراى آثار درخشان در زندگى است، فقیه بزرگ علامه نراقى در تعریف این‏گونه تواضع چنین مى‏نویسد: «تواضع عبارت است از شکسته نفسى، که نگذارد آدمى خود را بالاتر از دیگرى ببیند، و لازمه آن کردار و گفتار چندى است که دلالت بر تعظیم دیگران و اکرام ایشان مى‏کند». [۷]
این خصلت موجب نشر ارزش‏ها، و مایه شرافت و کرامت، و زینت انسان‏هاى والا، و موجب وقار و آرامش و رفعت مقام، و جوشش چشمه‏هاى حکمت در روح و روان، و دوستى و سلامتى، وفور نعمت بوده و اسلحه نیرومند در برابر نیرنگ‏هاى ابلیس است و باعث افزایش عقل و درایت مى‏باشد،

چنان که روایات متعددى که از پیامبر(ص) و امامان (ع) نقل شده بیانگر این مطلب است. [۸]
هدف از سخن لقمان در آیه مذکور، تواضع نسبت به دیگران است، که به خصوص به آن سفارش نموده است، لقمان در گفتار دیگر خود نیز به طور مکرر فرزندش را به این خصلت سفارش مى‏کرد،از جمله از اندرزهاى او به پسرش این است: «تواضع للحق تکن اعقل الناس ؛ در برابر حق تواضع کن، تا خردمندترین انسان‏ها گردى». [۹]
کوتاه سخن آن که تواضع مخزن نیکى‏ها است، و چنان‏که گفتیم مى‏تواند نقش کلیدى نسبت به ارزش‏ه

ا داشته باشد و مادر فضایل گردد، چنان که امام على (ع) فرمود: «بخفض الجناح تنتظم الامور؛ با تواضع و فروتنى، امور مختلف زندگى سامان مى‏یابد، و منظم مى‏شود». [۱۰]
امیرمومنان على (ع) در گفتارى، پیامبران را چنین تعریف مى‏کند: «; و لکنه سبحانه کره الیهم التکابر، و رضى لهم التواضع، فالصقوا بالارض خدودهم، وعفروا فى التراب وجوههم، و خفضوااجنحتهم للمومنین؛ خداوند تکبر ورزیدن را براى همه پیامبران منفور شمرده است، و تواضع و فروتنى را بر ایشان پسندیده، آنها گونه‏ها را بر زمین مى‏گذاردند، و صورت‏ها را بر خاک مى‏ساییدند، و پر و بال خویشتن را براى مومنان مى‏گسترانیدند». [۱۱]
و در مورد دیگر در بیان فلسفه عبادات مى‏فرماید: «; و لما فى ذلک من تعفیر عتاق الوجوه بالتراب تواضعا،والتصاق کرائم الجوارح بالارض تصاغرا، ولحوق البطون بالمتون من الصیام تذللا؛ وانگهى ساییدن پیشانى که بهترین جاهاى صورت است بر خاک در سجده نماز، موجب تواضع است، و نهادن اعضاى پر ارزش بدن بر زمین دلیل و نشانه کوچکى، و چسبیدن شکم به پشت بر اثر روزه باعث فروتنى است.»
و به [۱۲] طور کلى عبادت خدا که از ویژگى‏هاى جدایى نشدنى هر بنده خدا شناس است، وقتى کامل است که داراى طعم و شیرینى باشد، و عبادت کننده از آن لذت ببرد، نه این که احساس خستگى کند، خصلت تواضع در برابر خدا، چنین امتیازى را به عبادت کننده خواهد داد، چنان که روایت شده روزى رسول خدا(ص) به اصحاب فرمود: «من چرا حلاوت و شیرینى عبادت را در شما نمى بینم؟» آنها عرض کردند: شیرینى عبادت در چیست؟ پیامبر(ص) در پاسخ فرمود: «التواضع؛ تواضع و فروتنى موجب کسب شیرینى و لذت عبادت خواهد شد». [۱۳]
[۱]. سوره لقمان ،۱۸
[۲]. المصباح المنیر،ص ؛۳۴۱ بحارالانوار ج‏۷۸، ص ۱۷۶
[۳]. اصول کافى، ج ۲، ص ۱۲۴
[۴]. بحارالانوار، ج ۱۸،ص ۳۸۲
[۵]. محدث قمى، کحل البصر، ص ۱۰۰م۱۰۱
[۶]. همان، واعیان الشیعه، چاپ ارشاد، ج ۱،ص ۳۳۳
[۷]. معراج السعاده، ص ۳۰۰
[۸]. محمدمحمدى اشتهاردى، میزان الحکمه، ج‏۶، ص‏۵۰۰ تا ۵۰۹

[۹]. بحارالانوار، ج‏۱، ص‏۱۳۶
[۱۰]. غررالحکم ترجمه محمدعلى انصارى، ج ۱، ص ۳۳۵
[۱۱]. نهج البلاغه، خطبه ۱۹۲
[۱۲]. همان.
[۱۳]. تنبیه الخواطر (مجموعه ورام)، ص ۱۶۶
http://www.balagh.net/persian/khanevadeh/01_khanewadeh/07/03/14/099.htm

حضرت امام خمینی (ره ) :
ایشان در ترغیب به صفت تواضع و مذمّت و تکبّر می فرمایند: «;خودخواهی همیشه اسباب این است که انسان را به فساد بکشد ـ تمام فسادهائی که در عالم پیدا می شود از خودخواهی پیدا می شود، از حبّ جاه، از حبّ قدرت، از حبّ مال از امثال اینها ست و همه اش بر می گردد به حب نفس و این «بت »از همه بزرگتر است و شکستنش هم از همه مشکل تر است. تعقیب کنید که اگر نمی توانید به تمام معنی بشکنید ـ که می توانید ان شاءالله ـ مشغول باشید به شکستن دست و پای یک همچو بتی»[۷]
ایشان در مقام فرق بین تواضع واقعی و تملق می فرماید: «یک وقت رذیله حبّ دنیا و جذبه طلب شرف و جاه انسان را به تواضع وا می دارد، این خلق تواضع نیست، این تملّق و چاپلوسی است و از رذایل نفسانیه است; . یک وقت، خلقِ تواضع انسان را دعوت به احترام و فروتنی می کند، غنی باشد یا فقیر،مطمح نظر باشد یا نباشد یعنی تواضع او بی آلایش است، روح او پاک و پاکیزه است.»[۸]
شیخ محمّد بهاری همدانی(ره):
ایشان ضمن توصیه هائی که برای یکی از علماء دارد می‎فرماید: «و منها أن یکونَ متواضعا لِلّه جَلّ جلاله ; از امور لازم برای عالم دین اینکه به خاطر خدای بزرگ متواضع و فروتن باشد نه به خاطر غرضی دیگر مانند طمع و غیره;»[۹].
تواضع و فروتنی
تواضع و فروتنی در معارف دین
شکی نیست که یکی از مهمترین و برترین صفات،تواضع و فروتنی است.از اینرو خداوند متعال در قرآن کریم به پیامبر اسلام(ص) که عالیترین مخلوقات اوست و هدف اصلی خلقت خداوند، پیامبر اکرم و اهلبیت (علیهم السلام) می باشند، اینطور امر می فرماید: «واخفض جناحک لمن اتبعک من المؤمنین»[۱] «پروبال مرحمت خود را برای پیروان با ایمانت بگستران»

خاکساری و فروتنی علاوه بر اینکه زیبنده هر انسانی است و سبب برتری مقام او در نزد دیگران می گردد، شخص متواضع را در زمره بندگان خاصّ پروردگار قرار می دهد، «وَ عبادُ الرّحمن الذین یمشونَ علی الارضِ هونا»[۲]
«بندگان ستوده خدا، آنانند که روی زمین متواضعانه راه می روند.» و بر عکس آن برتری جوئی و تکبر موجب سقوط آدمی به حضیض ذلّت و خواری در درگاه خداوند می گردد. امام صادق(ع) فرمودند: «فیما أوحی اللهُ تعالی عزّوجلّ الی داود، کَما أنّ أقربَ النّاسِ الی الله المتواضعون، ابعَدُ الناس من الله المتکبّرون» «در بین سخنانی که خداوند به حضرت داود وحی کرد، این سخن بود، همچنانکه نزدیکترین مردم به خدا افراد متواضع هستند، دورترین مردم نیز از خداوند متکبّرین می باشند.»[۳]
حال این زیبندگی وقتی ظهور و اهمیت بیشتری می یابد که شخص دارای علم، قدرت،مقام و یا

ثروت باشد امّا در برابر دیگران خود را کوچک دانسته،اظهار برتری ننماید، زیرا اینها اموری هستند که موجب پیدایش خوی پست تکبّر و خود محوری می گردند.
سیره عملی انبیاء و ائمه طاهرین(ع) و به تبع آنها علماء ربّانی نیز فروتنی و خاکساری در برابر بندگان خدا بوده است وآن را موجب تعالی انسان و قرب پروردگار می دانستند از همین رو

امیرمؤمنان (ع) فرمودند: «اگر خداوند، تکبّر را برای بندگانش اذن می داد و بدان راضی بود،پیامبران و اولیاءش سزاوارتر بودند و در این امر به آنها رخصت می داد؛ ولی خدای متعال خود بزرگ بینی را برای آنان نمی پسندد و تنها به فروتنی آنان راضی است. در نتیجه آنان هم، از روی فروتنی رخسارهای خود را در برابر او بر زمین گذاردند و چهره هایشان را در خاک مالیدند و بالهای مهر و محبّت خود را برای مؤمنان گسترانیدند.»[۴]
نکته مهمّ دیگر اینکه علم و حکمت تنها در سایه تواضع و فروتنی است که افزایش یافته با برکت می شود. حضرت عیسی(ع) به حواریون فرمودند: «بالتّواضِعُ تُعْمَرُ الحِکْمَهُ لابالّتکبّر و کذلِکَ فی السّهل نیبتُ الزّرع لا فی الجیل »[۵]«علم و حکمت تنها در سایه تواضع برکت و افزایش می یابد نه بوسیله تکبّر و فخر فروشی، همانطور که زراعت در زمین نرم و هموار رشد می کند. و می روید نه در کوهستان و سنگزار»[۶].
تواضع و فروتنی در کلام بزرگان :
حضرت امام خمینی (ره ):
ایشان در ترغیب به صفت تواضع و مذمّت و تکبّر می فرمایند: «;خودخواهی همیشه اسباب این است که انسان را به فساد بکشد ـ تمام فسادهائی که در عالم پیدا می شود از خودخواهی پیدا می شود، از حبّ جاه، از حبّ قدرت، از حبّ مال از امثال اینها ست و همه اش بر می گردد به حب نفس و این «بت »از همه بزرگتر است و شکستنش هم از همه مشکل تر است. تعقیب کنید که اگر نمی توانید به تمام معنی بشکنید ـ که می توانید ان شاءالله ـ مشغول باشید به شکستن دست و پای یک همچو بتی»[۷]
ایشان در مقام فرق بین تواضع واقعی و تملق می فرماید: «یک وقت رذیله حبّ دنیا و جذبه طلب شرف و جاه انسان را به تواضع وا می دارد، این خلق تواضع نیست، این تملّق و چاپلوسی است و از رذایل نفسانیه است; . یک وقت، خلقِ تواضع انسان را دعوت به احترام و فروتنی می کند، غنی باشد یا فقیر،مطمح نظر باشد یا نباشد یعنی تواضع او بی آلایش است، روح او پاک و پاکیزه است.»[۸]
شیخ محمّد بهاری همدانی(ره):

ایشان ضمن توصیه هائی که برای یکی از علماء دارد می‎فرماید: «و منها أن یکونَ متواضعا لِلّه جَلّ جلاله ; از امور لازم برای عالم دین اینکه به خاطر خدای بزرگ متواضع و فروتن باشد نه به خاطر غرضی دیگر مانند طمع و غیره;»[۹].
ملا احمد نراقی(ره):
«تواضع مزرعه خضوع و حیاست و شرف تام حقیقی سالم نمی ماند مگر از برای کسی که متواضع باشد نزد خدا»[۱۰].
«کبر از اعظم صفات رذیله و آفت آن بسیار و غائله آن بیشمار است; اعظم حجابیست آدمی را از وصول به مرتبه فیوضات و بزرگتر پرده ایست از برای انسان از مشاهده جمال سعادات،زیرا که این صفت مانع می گردد از کسب اخلاق حسنه»[۱۱]
وصیت آیه الله العظمی مرعشی نجفی(ره) به فرزندش:

سفارش می کنم او را به حسن خلق و تواضع و ترک تکبر و خود خواهی با مؤمنین.[۱۲]
تواضع و فروتنی در سیره عملی بزرگان :
حضرت امام خمینی(ره):
حضرت امام متواضع به معنای واقعی کلمه بودند. با آن همه مقام و عظمت و علم و دانش که جهانیان را خیره کرده است،خود را تنها،یک طلبه می دانست و با این همه خدمت به اسلام و زنده کردن تشیّع هیچ گونه حریمی برای خویش قایل نبود و با کمال فروتنی، خطاب به جوانان رزمنده جبهه ها می گوید: «من دست و بازوی شما را که دست خدا بالای آن است می بوسم و بر این بوسه افتخار می کنم»[۱۳]
حجه الاسلام و المسلمین سید محمّد باقر حجّتی نقل کردند: «حضرت امام با اینکه در زمان آقای بروجردی یکی از استوانه های حوزه بودند در مجلس روضه ای که در ایّام فاطمیّه در بیت آقای بروجردی برقرار شده بود ایشان متواضعانه از اوّل تا آخر مجلس دو زانو در بین مردم عادی دورتر از آقا نشسته و به سخنان مرحوم تربتی که منبر رفته بودند، گوش فرا می دادند.»[۱۴]
آخوند خراسانی (ره):
در احوالات ایشان نوشته اند: «این وجود مبارک که در واقع رهبر دین و دنیای میلیونها مسلمان بود،بسیار متواضع بودند مخصوصاً در برابر اهل علم، با کوچک ترین طلبه در سلام پیشی می گرفت و در مجالس برای ورود آنها به پا می ایستاد.و اهل علم را بسیار تجلیل می کرد»[۱۵].
ملّا احمد مقدس اردبیلی(ره):
در احوالات ایشان آمده است: «موقعی در سفر یکی از زوّار که او را نمی شناخت به او گفت: جامه‎های مرا ببر نزدیک آب و بشوی و چرک آنها را بگیر ـ ملا احمد قبول کرد و جامه های آن مرد بُرد و شست و آورد تا به او بدهد ـ در این هنگام آن مرد او را شناخت و خجالت کشید ـ دیگران هم او را توبیخ کردند. مقدس اردبیلی فرمود: چرا او را ملامت می کنید؟ مطلبی نشده است. حقوق برادران مؤمن بر یکدیگر بیش از اینهاست»[۱۶].
شیخ انصاری (ره)
«ایشان دارای همّتی بلند و اخلاقی نیکو بود و به امور طلّاب شخصاً رسیدگی می‎کرد و مانند پدری مهربان آنان را تحت تربیت خود قرار داده بود ـ چند روزی شیخ دیرتر از وقت مقرّر برای تدریس حاضر می شد از وی سبب را پرسیدند فرمود: یکی از سادات به تحصیل علوم دینی مایل گشت و این امر را به چند نفر در میان نهاده تا درس مقدمات برایش گویند ولی هیچ یک حاضر نشدند و شأن خود را بالاتر دیدند ـ بدین جهت خود متصدّی این امر شده،درس او را به عهده گرفتم»[۱۷].

آیه الله العظمی حائری (ره) مؤسس حوزه علمیه قم:
یکی از بزرگان گفتند که: وقتی ، یکی از طلاب بیمار شد، مرحوم حاج شیخ دارویش را تهیّه کرده و به منزل برده به خانواده دستور دادند که آن را آماده کنند و سپس خودش دارو را به حجره آن طلبه آورد و حتّی به خادمش نداد که ببرد.[۱۸]

علامه سید محمّد حسین طباطبائی(ره):
آیه الله تهرانی، از شاگردان ایشان اینگونه می گوید: «این مرد جهانی از عظمت بود؛ عیناً مانند یک بچه طلبه در کنار صحن مدرسه روی زمین می نشست و نزدیک به غروب در مدرسه فیضیه می آمد و چون نماز بر پا می شد، مانند سایر طلاب نماز را به جماعت مرحوم آیه الله آقای حاج سید محمد تقی خوانساری می خواند. آنقدر متواضع و مؤدّب و در حفظ آداب سعی بلیغ داشت که من کراراً خدمتشان عرض کردم: آخر این درجه از ادب و ملاحطاتِ شما ما را بی‎ادب می کند.
از قریب چهل سال پیش تا به حال دیده نشده که ایشان در مجلس به متکا و بالش تکیه زنند، بلکه پیوسته در مقابل واردین مؤدّب، قدری جلوتر از دیوار می نشستند و زیر دست مهمان واردـ من شاگردشان بودم و بسیار به منزل ایشان می رفتم و به مراعات ادب می خواستم پائین تر از ایشان بنشینم ابداً ممکن نبود;»[۱۹].

  راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.