فایل ورد کامل مقاله مراتب انس با قرآن در روایات؛ تحلیل علمی سطوح ارتباط معنوی و آثار تربیتی آن
توجه : به همراه فایل word این محصول فایل پاورپوینت (PowerPoint) و اسلاید های آن به صورت هدیه ارائه خواهد شد
فایل ورد کامل مقاله مراتب انس با قرآن در روایات؛ تحلیل علمی سطوح ارتباط معنوی و آثار تربیتی آن دارای ۳۵ صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است
فایل ورد فایل ورد کامل مقاله مراتب انس با قرآن در روایات؛ تحلیل علمی سطوح ارتباط معنوی و آثار تربیتی آن کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه و مراکز دولتی می باشد.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی فایل ورد کامل مقاله مراتب انس با قرآن در روایات؛ تحلیل علمی سطوح ارتباط معنوی و آثار تربیتی آن،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن فایل ورد کامل مقاله مراتب انس با قرآن در روایات؛ تحلیل علمی سطوح ارتباط معنوی و آثار تربیتی آن :
مراتب انس با قرآن در روایات
قران واسلام
از اوّلین شبى که قرآن بر رسول اکرم(ص) فرود آمد, سرزمین تشنه از معنویت حجاز در معرض رحمت الهى قرار گرفت و ابواب ارتباط با این منبع فیض الهى برقرار شد و قرآن, حلقه اتّصال آسمان و زمین گردید. انس با کلام وحى و زمزمه آیات آن در شبانه روز به گونه اى بود که پیامبر(ص), خانه افراد را از صوت قرآن صاحبان آنها مى شناخت.۱ عده اى به قرائت, عده اى به حفظ و گروهى به تدبّر در آیات الهى پرداختند و جامعه اسلامى نیز در حال عمل کردن به این آیات نورانى بود.
با وجود این, چرا قرآن مى گوید که در قیامت, پیامبر(ص) از مهجوریت قرآن شکایت دارد؟ آیا حضرت از امّت زمان خود گله مى کند یا از مسلمانان بعد از آن دوران؟ به نظر مى رسد با توجّه به ارتباط و علاقه اى که بین اصحاب و پیامبر(ص) در آن زمان بوده است, این شکایت, متوجّه دوران بعد از پیامبر(ص) باشد. روایت معتبرى ذیل آیه: (رب انّ قومى اتّخذوا هذا القرآن مهجوراً)۲ پیدا نشده که منشأ قضاوت صحیح باشد;ولى با توجّه به آنچه گذشت, احتمال اینکه امّت بعد از پیامبر(ص) مشمول این شکایت باشند, بیشتر است.
براى خارج شدن قرآن از مهجوریت, این نوشتار در پى آن است که روایات وارد شده در مورد قرآن را به صورتى نظام مند در آورد. البته این نظام در تمام سخنان گهربار پیامبر(ص) و معصومان(ع) وجود دارد (که در نوشته اى مستقل, خواهد آمد).کارى که ما کرده ایم, این است که چنین نظامى را آشکار نموده ایم. حاصل این سیر طولى که در روایات مربوط به قرآن انجام شده, این مى شود که هر کس به فراخور ظرفیت و توان خویش از قرآن بهره گیرد و عدم توانایى در یک مرحله, او را از مراحل قبل محروم نکند; مانند روایات مربوط به نماز خواندن که فقها از مجموع روایات, قاعده اى ساخته اند که با توجّه به آن قاعده, هیچ کس عذرى در ترک نماز ندارد و گفته اند: (الصلاه لا یُترک بحالٍ; نماز در هیچ حالى نباید ترک شود).
در مورد قرآن نیز اگر بخواهیم آن را از مهجوریت خارج کنیم, هیچ کس نباید تحت هیچ شرایطى ارتباط خود را با آن قطع نماید. البته نماز, حکمى الزامى دارد; امّا در مورد قرآن, الزام و تکلیفى در کار نیست.
اگر روایات مربوط به قرآن را تحت این نظم در نیاوریم, تعارض شدیدى بین آنها وجود خواهد داشت. براى مثال در تعدادى از روایات به قرائت قرآن سفارش شده است و بر این کار تأکید شده, تا جایى که پیامبر(ص) فرموده است: «اگر کسى قرآن را اشتباه هم بخواند و نتواند آن را تصحیح کند, فرشته اى مأمور مى شود تا به صورت صحیح آن را بالا ببرد»۳ و یا در دسته اى از روایات, براى شنیدن قرآنْ ثواب قائل شده اند و حتّى شنیدن غیر ارادى آن را هم مستحق پاداش دانسته اند.
در مقابل, روایات فراوانى وجود دارد که پیامبر(ص) یا ائمه(ع) فرموده اند در قرائت بدون تدبّر و اندیشه, خیرى نیست و یا روایاتى هست که در آنها فقط براى عمل به قرآن, ارزش قائل شده اند.
این تعارضها باید رفع شوند و رفع تعارض به آن است که گفته شود هر دسته از روایات, شامل گروهى از مخاطبان است. عدّه اى فقط مى توانند قرآن را نگهدارى کنند و حتّى از قرائت آن هم معذورند. گروهى فقط مى توانند آیات آن را به تماشا نشینند. گروهى در آن تدبّر مى کنند. گروهى نیز بدان عمل مى نمایند; و آنکه بتواند همه مراتب را داشته باشد, «طوبى له وحُسْنُ مآب».
این تقسیم بندى, مؤیّد هم دارد. در روایتى از امام صادق(ع) نقل شده است:
کتاب اللّه على أربعه: العباره للعوام, الاشاره للخواص, اللطائف للأولیاء, والحقائق للأنبیاء.۴
نصیب عده اى از قرآن, عبارات و ظاهر آن است و عده اى, ظاهر را اشاره به معناى خاصّى مى دانند. اولیاى الهى به لطائفى از آیات الهى پى مى برند و انبیا با توجّه به بطون آیات الهی۵ و مراتب درک به حقایقى مى رسند که دیگران از رسیدن به آن عاجز هستند.
البته ذکر این نکته ضرورى است که امامان شیعه نیز به حقیقت قرآن پى برده اند و به آنچه از فهم مردمان عادى دور بوده است, آگاه بوده اند. در این جا به روایات مربوط به بطون قرآن اشاره اى مى کنیم; چون اثبات بطن براى قرآن, در واقع تأکیدى است بر اینکه اولاً فهم همه انسانها از قرآن برابر نیست. ثانیاً ظاهر و باطن هم امرى نسبى است و آنچه براى شخصى باطن آیه اى محسوب مى شود, براى دیگرى ظاهر است و بالعکس;۶ و این بحث مهمى است.
در مورد بطون قرآن, دو سؤال مطرح است: یکى اینکه آیا قرآن بطن دارد؟ دوم اینکه تعداد این بطون, چند تاست؟
در پاسخ به سؤال اوّل باید گفت: قرآن علاوه بر ظاهر, باطنى دارد و روایات, این نکته را ثابت مى کند. امام صادق(ع) فرمود:
انّ للقرآن ظهراً و بطناً.۷
این روایت, علاوه بر «اصول کافى» در «من لایحضره الفقیه», «محاسن» برقى و «تفسیر عیاشى» با سندهاى متفاوت, نقل شده است.
در حدیث دیگرى, جابر نقل مى کند که از امام باقر(ع) از تفسیر آیه اى پرسیدم. حضرت پاسخ داد. دوباره پرسیدم. جواب دیگرى داد. درباره اختلاف دو جواب سؤال کردم. حضرت فرمود:
ییا جابر! انّ للقرآن بطناً و للبطن ظهراً.۸
البته در کتاب «محاسن», این روایت به گونه دیگرى هم آمده و به جاى «للبطن ظهراً», «للبطن بطناً» آمده; ولى این اختلاف, مانعى براى وجود بطن براى قرآن نیست.
امّا درباره سؤال دوم که قرآن چند بطن دارد, مشهور است که تا هفتاد بطن براى قرآن ذکر نموده اند; امّا نه عدد هفت و نه هفتاد, روایت معتبرى ندارند. اگر هم این اعداد درست باشد, فقط کثرت را اثبات مى کند; چون در عرف ـ و بخصوص در فرهنگ آن زمان ـ از این اعداد براى همین مقصود استفاده مى شده است. نگارنده هنوز هیچ حدیث معتبرى مبنى بر وجود داشتن هفتاد بطن براى قرآن نیافته است و ظاهراً این اعداد, تنها شهرت دارند. البته در مورد هفت بطن هم فقط یک روایت در «عوالى اللئالى» وجود دارد که در آن آمده:
انّ للقرآن ظهراً وبطناً ولبطنه بطن الى سبعه أبطن.۹
مولانا در «مثنوى» درباره بطون قرآن, تعبیر به جانِ قرآن کرده است:
تو ز قرآن اى پسر ظاهر مبین دیوْ آدم را نبیند جز که طین
ظاهر قرآن چو شخص آدمى است که نفوسش ظاهر و جانش خفى است۱۰
و در جاى دیگر, هدایت انسان را در گرو ورود به لایه هاى معانى قرآن مى داند:
که ز قرآن گر نبیند غیر «قال» این عجب نبود ز اصحاب ضلال
کز شعاع آفتاب پر ز نور غیر گرمى مى نیابد چشم کور۱۱
به عقیده مولوى باید علاوه بر گرمى خورشید به فوائد دیگر آن نیز پى برد و از آن بهره جست; چرا که در غیر این صورت, انسان به گوهر هدایتْ دست نخواهد یافت.
بعد از این مقدمه به جستجوى دو مطلب در روایات مى پردازیم:
۱) تعریف انس با قرآن;
۲) شناخت نظامى که در روایات مربوط به انس با قرآن وجود دارد, به طورى که هر کس به فراخور حال خویش مى تواند از این منبع فیض الهى بهره گیرد. این نظام طولى از نگهدارى قرآن در منزل شروع مى شود و تا بالاترین مرتبه آن, یعنى عمل به قرآن, ادامه مى یابد. البته در پایان این نوشتار, از یک مرتبه بالاتر ـ که در این تقسیم بندى نمى گنجد ـ سخن خواهیم گفت.
اگر این نظامْ مورد پذیرش قرار گیرد, ثمره مهمّى خواهد داشت و آن, حصول (اخلاقِ تبلیغ) است. سیره پیامبر(ص) در جذب افراد به اسلام, این گونه بوده که همه را به یک دید, نگاه نمى کرده است و حتّى در صورتى که افراد از نظر پذیرش احکام اسلام, با هم برابر بوده اند, به یکباره آنها را به بالاترین مراتب یک حکم دعوت نمى کرده است و این, رمز موفّقیت ایشان بوده و مى تواند درس بزرگى براى مربّیان جامعه باشد.
ثمره دیگر آن, این است که قرآن از مهجوریت خارج مى شود و هرکس براساس توان خویش از آن, بهره مى گیرد. یکى ممکن است قرآن را فقط قرائت کند و دیگرى در آن بیندیشد و افرادى هم آن را راهنماى خویش قرار دهند و بدان عمل کنند.
۱) اُنس با قرآن
(انس) در لغت, معنایى مقابل (وحشت) دارد۱۲ و انس انسان به چیزى, بدین معناست که از آن, هیچ وحشت و اضطرابى ندارد و همراه با آن به آرامش مى رسد. انسانِ کمال طلب, فقط به امور مادّى بسنده نمى کند و به سوى هدفهاى والاترى گام بر مى دارد. لذا وحشت و تنهایى خود را در پناه امور معنوى زائل مى کند. در روایات, به انس با علم و معرفت به قرآن و ذکر خدا سفارش شده است.
امام على(ع) فرمود: «هر کس با قرآن انس گیرد, از جدایى دوستان, وحشتى نخواهد داشت».۱۳ ایشان همچنین در جواب گروهى که هنگام سفر از ایشان توصیه اى خواسته بودند, فرمود: اگر به دنبال مونسى مى گردید, قرآن برایتان کافى است.۱۴
آن حضرت در مناجات خویش با خدا چنین زمزمه مى کند:
اللّهمّ انّک آنسُ الآنسین لأولیائک… إن أوحَشَتْهُمُ الغربه آنسهم ذِکرُک.۱۵
پروردگارا! تو براى دوستانت مأنوس ترین مونسهایى و اگر غربتْ آنان را به وحشت اندازد, یاد تو مونس تنهایى آنهاست.
امام سجاد(ع) فرمود:
اگر هم هیچ موجودى بر روى زمین زنده نماند و من تنها باشم, مادام که قرآن با من است, وحشتى نخواهم داشت.۱۶
تعبیرات این چنین در سخنان ائمه(ع) فراوان وجود دارد و معمولاً براى تأکید بر موضوعات مهم, این گونه سخن گفته اند; خصوصاً در مورد قرآن که «تبیاناً لکلّ شىء»۱۷ است. آنچه انسان در مسیر هدایت به آن نیاز داشته باشد, در قرآن پیدا مى کند. حتّى اگر انسان در معرض ترنّم آیات الهى قرار گیرد و به آیات آن گوش بسپارد و قصد التذاذ معنوى از آن را نداشته باشد, به ایمانش افزوده مى شود و احساس آرامش مى کند:
انّما المؤمنون اذا ذکر اللّه وجلت قلوبهم و اذا تلیت علیهم آیاته زادتهم ایماناً.۱۸
آنهایى که در محافل قرآنى حضور داشته اند و تا اندازه اى با معانى آن نیز آشنا بوده اند, با شنیدن آیات رحمت به شوق آمده و مسرور گشته اند و از شنیدن آیات عذاب, حالت حزن به خود گرفته اند و در مجموع, ایمانشان استوارتر گشته است; چرا که قرآن, هم مى تواند موجبات لذّت معنوى را فراهم کند و هم کتاب عمل باشد. امام صادق(ع) فرمود:
به دنبال مونسى بودم که در پناه آن, آرامش پیدا کنم, آن را در قرائت قرآن یافتم.۱۹
۲) مراتب انس با قرآن
نظام پیشنهادى یى که از مجموع روایات مربوط به قرآن به دست مى آید ـ چنانکه گفتیم ـ از نگهدارى قرآن در خانه آغاز مى شود و با بالاترین درجه, یعنى عمل به قرآن, پایان مى یابد. مراتب علم به قرآن و بطون آن (که به طور تفصیلى هم به آنها اشاره خواهد شد) عبارت اند از:
الف) نگهدارى قرآن در خانه;
ب) نگاه کردن به آیات قرآن;
ج) گوش فرادادن به تلاوت قرآن;
د) تلاوت قرآن;
هـ) تدبّر و تفکّر در قرآن;
و) عمل به قرآن.
در مورد مراحل فوق, روایات زیادى وجود دارد که براى هر مرتبه, نمونه اى آورده مى شود و سعى خواهد شد تا روایاتى که از سند معتبرترى برخوردار باشند, انتخاب شود. البته معمولاً در هر مرتبه, تعداد روایات به حدّى است که احتمال صدور آن را تقویت مى کند. متأسفانه در زمینه سند و راویان روایاتى که منشأ حکم و فتوا نیستند, کار زیادى صورت نگرفته است و چون این روایات در محافل علمى مورد نقد و بررسى واقع نمى شده اند, بسیارى از راویان آنها نیز مورد تحقیق رجالى قرار نگرفته اند و لذا در بعضى کتب رجالى, حکم به مجهول یا مهمل بودن آنها مى شود. به نظر مى رسد اگر روش خاصّى در مورد این گونه روایات به کار گرفته شود, بسیارى در این روایات و راویان آنها از مهجور بودن خارج خواهند شد. فعلاً پیشنهاد ما همان استفاضه است (یعنى در هر موضوع, روایات را باید کنار یکدیگر قرار داده, در مورد صدور آنها قضاوت نماییم).
الف) نگهدارى قرآن در خانه
از زمانهاى قدیم, تبرّک جستن به اشیاى خاص و نگهدارى آنها در خانه, میان مردم مرسوم بوده است. توصیه به نگهدارى قرآن در منازل که در روایات ما وجود دارد, شاید یک علّتش این باشد که مردم از آن خرافاتْ دست بردارند و به جاى آنها به کلام الهى تبرّک جویند. لذا امام صادق(ع) فرمود: انه لیعجبنى أن یکون فى البیت مصحف یطرّد اللّه عزّوجل به الشیاطین.۲۰
در شگفتم از اینکه قرآنى در خانه است و شیاطین به واسطه آن از خانه دفع مى شوند.
پایین ترین مرتبه انس با قرآن نیز ـ چنانکه گفته شد ـ نگهدارى آن در منزل است که اگر کسى قادر نیست که هیچ گونه ارتباطى با قرآن داشته باشد, لااقل آن را در منزل نگهدارى کند. حتى اگر این معنا هم در نظر مبارک امام نباشد, نگهدارى قرآن در منزل, به مصلحت انسان است که در روایت به آن اشاره شده است.
روایاتى هم داریم که در تعارض با این روایت است و نگهدارى قرآن را بدون نگاه کردن به آن و یا بدون تلاوت آیات آن, مذموم شمرده است; ولى همان طور که گفته شد, حلّ تعارض به سبب اختلاف رتبه افراد است. معلوم است شخصى که توان نگاه کردن به قرآن و قرائت آن را ندارد, حداقل کارى که مى تواند انجام دهد, این است که قرآن را در منزلْ نگهدارى نماید و این امر, مصادیقى در جامعه دارد; درست مثل نماز خواندن که اگر کسى قادر به خواندن آن نیست, حداقل باید با ایما و اشاره, آن را به جاى آورد.
علاوه بر دو احتمالى که گفته شد, احتمال سومى نیز وجود دارد که توصیه به نگهدارى قرآن در آن زمان,براى حفظ قرآن بوده است تا نسخه هاى قرآن, متعدد باشد و از بین نرود. لذا امام صادق(ع) براى جلب توجّه, این گونه تعبیر آورده تا مردم تشویق به نگهدارى قرآن شوند; ولى این احتمال, مؤیّدى ندارد. اگر روایت نبوى بود, شاید این احتمالْ تقویت مى شد.
ب) نگاه کردن به قرآن
در مورد نگاه کردن به قرآن, روایاتى وجود دارد که آن را نوعى عبادت شمرده است. ابوذر از رسول خدا نقل مى کند که فرمود: «نگاه کردن به قرآن, عبادت است».۲۱ در روایت دیگرى از پیامبر(ص) آمده است:
«اُعطوا أعینکم حظّها من العباده», قالوا: «وما حظّها من العباده؟», قال: النظر فى المصحف والتفکّر فیه والاعتبار عند عجائبه.۲۲
«چشمانتان, بهره اى از عبادت دارند که باید به آنها ببخشید». سؤال کردند: «نصیب آنها از عبادت چیست؟». فرمود: نگاه کردن به قرآن و فکر کردن در آن و پند گرفتن از شگفتى هاى آن.
البته روایت دوم, دلالت بر تدبّر در قرآن نیز دارد که در مراحل بالاتر است; امّا با توجّه به روایت ابوذر, اگر کسى فقط نگاه هم به قرآن بکند, نوعى عبادت است و روایت دوم, در مقامِ قیدِ اطلاق روایت اوّل نیست; چون قرینه خارجى داریم. وقتى نگهدارى قرآن در منزل سفارش شده است, قطعاً نگریستن به آیات آن, ارزش بیشترى دارد.
ج) گوش فرادادن به قرآن
قبل از مرتبه قرائت, گوش دادن به قرآن است. اگر کسى به هر دلیل از قرائت قرآن ناتوان است, مى تواند به آن گوش فرا دهد. پیامبر(ص) این تقدّم و تأخّر رتبه استماع و قرائت را در روایتى چنین بیان فرموده است:
من استمع الى آیه من کتاب اللّه تعالى کتب له حسنه مضاعفه, و من تلاها کانت له نوراً یوم القیامه.۲۳
هرکس به آیه اى از کتاب خدا گوش فرا دهد, خداوند براى او حسنه مضاعف مى نویسد و هرکس آن را تلاوت کند, [آیات آن] همچون نورى در قیامت برایش جلوه خواهد کرد.
کلینى در «اصول کافى» از امام سجاد و امام صادق(ع) نقل مى کند:
من استمع حرفاً من کتاب اللّه عزوجل من غیر قرائهٍ کتب اللّه له حسنه ومحا عنه سیّئه و رفع له درجه.۲۴
اگر کسى حرفى از کتاب خدا را فقط گوش کند و تلاوت هم نکند, خداوند برایش حسنه مى نویسد و گناهى از او محو نموده, درجه اش را بالا مى برد.
مضمون این روایت به گونه اى نیست که قبول آن مشکل باشد. در بعضى روایات, براى کارهاى کوچک, ثواب زیادى وعده داده شده است که معمولاً قبول کردن آن مشکل است. بسیارى از این گونه روایات, جعلى هستند; خصوصاً در باب قرآن که براى ترتیب و تشویق مردم به قرائت آن, برخى از افراد نادان, روایات فراوانى جعل مى کردند و حتّى زمانى که آن جاعلانْ مورد اعتراض پیامبر(ص) واقع مى شدند, پاسخ مى دادند که این روایات به نفع شماست و مردم, بیشتر به قرآن روى مى آورند!
نقل شده که به ابوعصمه گفتند: «تو از کجا و به چه طریق, احادیثى در فضیلت قرآن و سوره هاى آن از عکرمه و ابن عباس نقل نمودى؟». گفت: چون من مردم را از قرآن روگردان و به «فقه» ابى حنیفه و «مغازى» محمد بن اسحاق مشغول دیدم, این احادیث را وضع کردم.
حاکم نیشابورى از یکى از زُهّاد نقل نموده که به وى گفتند: «چرا احادیثى در فضیلت قرآن و سوره هاى آن ساختى؟». وى همین جواب ابوعصمه را داد. آن گاه به وى گفتند: «مگر نشنیده اى که پیامبر(ص) فرمود هر کس بر من دروغ ببندد, جایگاهش پر از آتش گردد؟». گفت: من بر وى دروغ نبستم; بلکه به نفع وى حدیث ساختم!۲۵
خوشبختانه, روایتى که در مورد گوش فرا دادن به قرآن نقل کردیم, به گونه اى نیست که احتیاج به توجیهى داشته باشد; گرچه امام(ع) از مقام تأکید هم دور نبوده است. صحبت از نوشتن ثواب و پاک کردن گناه در ازاى قرائت حرفى از قرآن است و امرى طبیعى به نظر مى رسد. د) تلاوت قرآن
در قرآن کریم آمده است کسانى که کتاب خدا را تلاوت کنند, مشمول اجر و فضل خداوند مى گردند:
ان الّذین یتلون کتاب اللّه و أقاموا الصلاه وأنفقوا مما رزقناهم سرّاً وعلانیه یرجون تجاره لن تبور لیوفیهم أجورهم و یزیدهم من فضله انّه غفور شکور.۲۶
آیات دیگرى نیز در مورد سفارش به قرائت قرآن و بیان ثمرات آن, در کتاب الهى آمده است; ولى چون هدف این نوشتار, بیان نظام موجود در روایات است, از آوردن آنها صرف نظر مى کنیم.
شایان ذکر است امور اخلاقى یى که در قرآن به آنها تصریح شده, اهمیّت بیشترى دارند و بحث اثبات صدور و امثال آن که درباره روایات وجود دارد, در این دستورات اخلاقى مطرح نیست. یکى از این امور, همین تلاوت قرآن است که در آیات متعددى به آن تصریح شده است.
بعد از نگهدارى, نگاه کردن و گوش فرا دادن به قرآن, مرتبه تلاوت آن است. کسانى که توانایى قرائت قرآن را دارند, نباید آن را در خانه معطّل بگذارند. قبلاً در روایتى گفته شد که وجود قرآن در خانه, باعث دور شدن شیاطین است و ظلمت را از خانه بیرون مى افکند. در این روایت اشاره شد که اگر در خانه, قرآن تلاوت بشود, نور به جاى ظلمت مى نشیند; خیر زیاد مى شود و توسعه براى اهل آن خانه حاصل مى شود و همان گونه که ستاره هاى آسمانْ زمین را روشن مى کنند, خانه اى که در آنْ قرآن تلاوت مى شود, براى اهل آسمان نیز نورانى جلوه مى کند. گرچه در مساجد و مکانهاى دیگر هم مى توان قرآن را تلاوت کرد, امّا چرا خانه ها را در معرض این نور و رحمت الهى قرار ندهیم؟
پیامبر اکرم(ص) فرمود:
ان البیت اذا کثر فیه تلاوه القرآن کثر خیره واتّسع أهله و أضاء لأهل السماء کما تضىء نجوم السماء لأهل الدنیا.۲۷
در روایتى دیگر, امام صادق(ع) فرمود:
القرآن عهد اللّه الى خلقه ینبغى للمرء المسلم أن ینظر فى عهده وأن یقرأ منه فى کلّ یوم خمسین آیه.۲۸
قرآن, میثاقى است بین خالق و مخلوق و شایسته است یک مسلمان, هر روز به این عهدنامه نظر کند و [حداقل] پنجاه آیه از آن را بخواند.
هـ) تدبّر در قرآن
یکى از عالى ترین مراحل ارتباط با قرآن, اندیشیدن در آیات الهى است:
أفلا یتدبّرون القرآن ولو کان من عند غیر اللّه لوجدوا فیه اختلافاً کثیراً.۲۹
با تدبّر در قرآن, مى توان به این نتیجه رسید که قانون کلّى در مورد انسان و بقیه کائنات, تحوّل و دگرگونى است, هم در قول و هم در عمل; امّا قرآن این گونه نیست. به قول علامه طباطبایى, قرآنْ کتابى است در برگیرنده قوانین فردى و اجتماعى, مسائل مربوط به مبدأ و معاد, قصص, عبرتها و پندها و… که به تدریج نازل گردیده و با گذشت ایّام, دستخوش تغییر و تحوّل نمى گردد.۳۰
تدبّر در قرآن, علاوه بر فوائد علمى, نتایج شخصى هم دارد. طبق آیه اى که گذشت, با تفکّر و تدبّرِ در آیات قرآن, مشخص مى شود که آیات آن, هیچ گونه اختلافى با یکدیگر ندارند. لذا آیات مى توانند یکدیگر را تفسیر کنند و این فایده بسیار مهمّى بود که علاّمه طباطبایى در پرتو آن به تفسیر قرآن با قرآن رسید. ایشان ذیل همین آیه, امکان تفسیر قرآن با خود قرآن را نتیجه گرفته است. صاحب «مجمع البیان» نیز از آیه «أفلا یتدبّرون القرآن…» به همین نتیجه رسیده است.۳۱
نتیجه مهم دیگر, این است که چون احکام قرآنى در معرض تغییر و تحوّل قرار نمى گیرند, لذا این شریعت تا قیامت استمرار دارد.۳۲
از لحاظ شخصى نیز انسان با تدبّر در آیات قرآن و مجسّم کردن مبدأ و معاد, هم داستان خلقت انسان برایش یاد آورى مى شود و هم آینده را پیش روى خود مى بیند. روایاتى وجود دارند که در آنها توصیه شده از قرائت آیات رحمت, مسرور و از قرائت آیات مشتمل بر وعده عذاب, محزون شوید. غزالى در کتاب «کیمیاى سعادت» از ابوذر نقل مى کند که پیامبر(ص) یک ثلث شب, این آیه را تکرار مى کرد که: ان تعذّبهم فانّهم عبادک وان تغفر لهم فانّک أنت العزیز الحکیم.۳۳
از امام على(ع) نقل شده است که قرآن را به سرعت قرائت نکنید و در پى آن نباشید که سوره را به آخر برسانید; قلوبتان باید به خشوع درآید.۳۴ آن حضرت در بیان دیگرى فرمود: قرآن را یاد بگیرید که بهترین سخن است و در آن اندیشه کنید که چون بهار است.۳۵
نکته مهم این فرمایش حضرت, آن است که در مرحله یادگیرى فرموده «بهترین سخن» است; ولى در مرحله تفکّر و اندیشه, آن را به «بهار» تشبیه کرده است; بهارى که فصل رویش و زندگى است.
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
یزد دانلود |
دانلود فایل علمی 