فایل ورد کامل مقاله چیستی مذهب و نقش آن در سعادت؛ بررسی علمی ارتباط دین با خوشبختی انسان


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
فایل ورد و پاورپوینت
20870
21 بازدید
۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : به همراه فایل word این محصول فایل پاورپوینت (PowerPoint) و اسلاید های آن به صورت هدیه ارائه خواهد شد

 فایل ورد کامل مقاله چیستی مذهب و نقش آن در سعادت؛ بررسی علمی ارتباط دین با خوشبختی انسان دارای ۱۷ صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد فایل ورد کامل مقاله چیستی مذهب و نقش آن در سعادت؛ بررسی علمی ارتباط دین با خوشبختی انسان  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی فایل ورد کامل مقاله چیستی مذهب و نقش آن در سعادت؛ بررسی علمی ارتباط دین با خوشبختی انسان،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن فایل ورد کامل مقاله چیستی مذهب و نقش آن در سعادت؛ بررسی علمی ارتباط دین با خوشبختی انسان :

مذهب چیست؟ و آیا مذهب لازمه سعادت و خوشبختی است؟‌

چکیده: ولاً مذهب به معنای دین و کیش همان میل درونی انسان به پرستش و پناه بردن به یک نیروی بی نهایت است که به اسم الله یا خداوند شناخته می شود.ثانیاً راه رسیدن به سعادت و خوشبختی منحصر در پیروی از فرامین انبیاء و تبعیت از طریقه و روش آنها در زندگی است و از این رو خوشبخت شدن بدون داشتن دین الهی امکان پذیر نیست.
درکتب لغت برای کلمه مذهب شش معنا ذکر کرده اند‌:

أ‌. جای رفتن. ۲ روش، طریقه. ۳ شعبه ای از دین.۴ دین ، کیش. ۵ هر یک از مسلکهای فلسفی(۱)، نحله.
مطمئناً مراد از مذهب در سؤال معنای اول و پنجم نیست حال سه معنای دیگر می ماند که معنای دوم خود نیز به نحوی مندرج در آن دو تای دیگر می باشد فلذا موضوع مردد می شود بین معنای سوم و چهارم. ما در این نوشتار قصد پرداختن به مذهب به معنای سوم را نداریم چرا که لازمه آن پرداختن به حقانیت آن مذهب و بیان ادله آن و خلاصه معرفی مذهب حق است که مجال آن در این مختصر نیست فلذا بحث را منحصر می کنیم در مذهب به معنای چهارم و به عبارت دیگر به کلی مذهب می پردازیم نه به مذهب خاص.

بدون شک همانگونه که دلائل عقلی و منطقی به انس

ان جهت می دهند، در درون جان او نیز کششها و جاذبه هایی وجود دارد که گاهی آگاهانه و گاه ناخود آگاه برای او تعیین محبت می کنند مثل کشش به سوی غذا در هنگام گرسنگی که از غرایز نشأت می گیرد. مراد از کششهای درونی ناآگاهانه در تعیین جهت نیاز به وساطت عقل و شعور ندارند و به آنها غریزه گویند. امّا کششهای درونی آگاهانه در عقل و اندیشه اثر می گذارند و او را وادار به انتخاب طریق می کند که به این قسم فطرت گویند. از جمله این قبیل کششهای فطری می توان به خداگرایی و مذهب اشاره کرد که آگاهانه هستند و عقل و اندیشه را وادار به انتخاب می کنند.
شواهدی که می توان بر اثبات این مدعا ارائه داد بدین قرار است که:
۱ ثبوت و دوام اعتقاد مذهبی و ایمان به خدا در طول تاریخ پر ماجرای بشر.
۲ مشاهدات عینی در دنیای امروز بدین توضیح که با آنکه رژیمهای استب

دادی جهان برای محو مذهب و آثار آن تلاش و کوششهای فراوان می کنند ولیکن چون مذهب در اعماق فطرت افراد جامعه وجود دارد تلاش آنها به ثمر ننشسته است.

۳ کشفیات اخیر روانکاوان و روانشناسان در زمینه ابعاد روح انسان،‌آنها می گویند که انگیزه های اصولی و اساسی روح آدمی عبارتند از:‌
الف. حس راستی که سرچشمه انواع علوم است.
ب. حس نیکی که انسان را به سوی مفاهیم اخلاقی سوق می دهد.
ج. حس زیبایی که انسان را به سوی هنرهای اصیل و ; سوق می دهد.
د. حس مذهبی که انسان را به پرستش خدای متعال و نیایش با او می کشاند.
و. پناه بردن انسان در شدائد و سختیها به یک نیروی مرموز ماورای طبیعی.
ی. در زندگی انسان رویدادهایی دیده می شود که جز از طریق اصا

لت حس مذهبی قابل تفسیر نیست مانند به شهادت رسیدن رزمندگان اسلام در میدانهای جنگ(۲).
روی این جهت است که مذهب رابطه ای مستقیم با فطرت انسان ه گرفت.
و اما سعادت چیست؟ سعادت گران سنگ ترین گوهری است که تمامی آدمیان در طول تاریخ به دنبال آن بوده اند برای رسیدن به آن باید در سه بخش عمده به برنامه ریزی و تنظیم روابط اصولی بپردازیم که آنها عبارتند از:
الف. تنظیم رابطه انسان با خود ـ یعنی آنکه خود را بشناسیم به گونه ای که بدانیم از کجا آمده ایم و در کجا هستیم و به کجا می رویم و نیز قدر و منزلت خود را بدانیم.
ب. تنظیم رابطه خود با خدا ـ بدین بیان که بشناسیم او را که چگونه موجودی است و چه اوصافی دارد و ما در برابر او چه وظیفه ای داریم و آیا از دایره حکومت او امکان خروج هست یا نه؟ و بشناسیم که تنها او شایسته عبودیت و پرستش هست.
ج. تنظیم رابطه با خلق خدا ـ در این بخش ابتدا باید معیارهای اخلاقی و اجتماعی را به طور کامل فرا گرفت و سپس آنها را به کار بست معیارهایی همچون تقوا، عفاف، عدالت، صداقت، شجاعت، و ;
نتیجه بررسی دو بخش الف و جیم همان سعادت دنیوی است که شخص با تنظیم آنها می تواند در دنیا تا حدی به رفاه و خوشبختی برسد اما آنچه از همه مهمتر است آنچنانکه ادیان و مذاهب الهی بیش از همه روی آن تأکید کرده اند بخش «ب» می باشد چرا که با تنظیم آن نه تنها سعادت دنیوی انسان تنظیم می شود بلکه سعادت اخروی که مهمترین و واقعی ترین سعادت نیز می باشد،‌ فقط و فقط در گرو آن یعنی تنظیم رابطه با خالق هستی می باشد. فلذا می توان گفت که سعادت واقعی در نتیجه تنظیم رابطه با خداوند متعال حاصل می شود

.
اما آیا انسانها به تنهایی از پس تنظیم بخشهای سه گانه که ذکر شد مخصوصاً بخش دوم یعنی تنظیم رابطه با خداوند متعال بر می آیند؟ مسلماً ما انسانها قادر به چنین کاری به تنهایی و با به کار بستن عقل بشری نیستیم و نمی توانیم گوهر گرانبهای سعادت و خوشبختی را به دست آوریم، به گواه این که در جهان کنونی با تمام پیشرفتها و تکنولوژ

ی ها کماکان انسان ها در بدبختی و بیچارگی بسر می برند. و این نیست جز به خاطر این که عقل انسانها از خطا و اشتباه مصون و در امان نمی باشد. پس ما انسانها احتیاج به کسی داریم که از هر گونه خطا و اشتباه و افراط و تفریط بری باشد و آگاهی کامل نسبت به تمام جوانب و نیازهای بشری داشته باشد. و این کس نمی تواند باشد مگر خداوند متعال که خالق و آفریننده بشر و عالم می باشد و خالق هر چیز از نیازهای آن از همه کس آگاه تر می باشد.
اما کمک و یاری خداوند متعال نمی تواند به صورت مستقیم و بلا واسطه باشد به خاطر عدم ظرفیت و عدم قابلیت ما انسانها. لهذا باید از جانب خداوند کسانی که قابلیت دریافت وحی را دارند فرستاده شوند تا فرامین و دستورات خداوند متعال را برای ما انسانها بیاورند.
بنابر این تنها راه رسیدن به سعادت واقعی، پیروی از فرامین انبیاء عظام و تبعیت از روش و طریقه آنها در زندگی است و ما بقی همه بی راهه است.
نتیجه آنکه:اولاً مذهب به معنای دین و کیش همان میل درونی انسان به پرستش و پناه بردن به یک نیروی بی نهایت است که به اسم الله یا خداوند شناخته می شود.

ثانیاً راه رسیدن به سعادت و خوشبختی منحصر در پیروی از فرامین انبیاء و تبعیت از طریقه و روش آنها در زندگی است و از این رو خوشبخت شدن بدون داشتن دین الهی امکان پذیر نیست.
مذهب

این اصطلاح در زبان عربی و فارسی به دو مفهوم بکار رفته است. شیعه و تسنن نسبت به دین اسلام.
• ب : مفهوم عام و کلی که با مفهوم دین مترداف و همسان است. چنانکه گفته می‌شود مذاهب اسلام و مذهب زرتشت که مقصود دین اسلام و دین زرتشت می‌باشد.
استاد مطهری می‌گوید: اسلام به حکم اینکه مذهب است و به حکم اینکه دین خاتم است بیش از هر مذهب آسمانی دیگر برای بر پاداشتن عدالت اجتماعی آمده است چنانچه در آیه ۲۵ سوره حدید به این مسئله اشاره می‌کند و هدف اسلام نجات محرومان و مستضعفان و نبرد و ستیز با ستم پیشیگان است (مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی ، ص ۵۰).
دکتر علی شریعتی در تعریف مذهب می‌نویسد: مذهب تلاش انسانی است به هست آلوده تا خود را پاک سازدواز خاک به خدا باز گردد، طبیعت و حیات را که دنیا می بیند، قداست بخشد و اخری کند چه ، قدس به گفته دورکیم فصل مذهب است و شاخه جوهری آن (ایدئولوژی و تمدن اسلامی، انسان و اسلام، ص

در منطق قرآن هیچ وقت اکثریت ملاک حقانیت نیست همانطوی که خداوند کریم در جای جای قرآن به این مطلب اشاره فرموده است :
خداوند در قرآن ۱۵ مرتبه می فرماید :‌
أَکْثَرَهُمْ لَا یَعْلَمُونَ .
( در سوره های : انعام /۳۷ ، الأعراف /۱۳۱ ، الأنفال /۳۴‌ ، یونس /۵۵ ، ; ) .
و دو مورد می فرماید :
أَکْثَرُهُمْ لَا یَعْقِلُونَ .
( سوره های العنکبوت / ۶۳، و الحجرات /۴) .
از طرفی اگر نگاهی به اطراف خود بیندازید می بینید که اکثریت جمعیت جهان را مسیحی ها تشکیل می دهند
طبق بررسی‌های به‌عمل آمده توسط کارشناسان و آمارگیران جهانی و استنتاجات انجام‌شده از آمار و اطلاعات کشورها، هم اکنون پیروان دین مسیحیت ۳۳% کل جمعیت جهان را تشکیل می‌دهند. واین در حالی است که مسلمانان ۲۱% از جمعیت دنیا را تشکیل می دهند و در رتبه دوم قرار دارند.
بنابراین اگر اکثریت ملاک حقانیت باشد و همین که تعداد عده ای بیشتر بود این را م

لاک درستی بدانیم پس باید شما هم مسیحی شوید زیرا به نظر شما آیا می شود ۳۳% جمعیت جهان در اشتباه باشند و ۲۱% درست بگویند ؟!!!

سایت ویکی پدیا طبق آمار سال ۲۰۰۵
اگر انصاف به خرج دهید در می یابید که در اشتباه هستید .
اما اینکه چرا جمعیت اهل سنت از شیعیان بیشتر است ، خود بحث مستقلی را می طلبد وعلل گوناگونی هم دارد که در حال حاضر به بحث ما ارتباطی ندارد و در صورت تمایل بعدا خدمت شما عرض خواهیم نمود.
اما اینکه تشکیل مذهب حقه شیعه را به صفویه نسبت داده اید بی انصافی نموده اید و ما این کارتان را حمل بر عدم اطلاع شما از تاریخ و مطالب مندرج در کتابهای خودتان می کنیم . برای رفع هر گونه ابهام به مطالب زیر دقت فرمائید :
قال تعالى ( إن الذین آمنوا وعملوا الصالحات أولئک هم خیر البریه ) . لما نزلت هذه الآیه قال الرسول لعلی یا علی ( ع ) هم أنت و شیعتک .
سوره البینه ، آیه ۷ .
والصواعق المحرقه لابن حجر ص ۹۶ ؛ شواهد التنزیل للحاکم الحسکانی ج ۲ ، ص ۳۵۶ – ۶۶ ح ۱۱۲۵ – ۱۱۴۸؛کفایه الطالب للکنجی الشافعی ص ۲۴۴ و ۲۴۵ و ۲۴۶ ؛ المناقب للخوارزمی ص ۶۲ و ۱۸۷؛ الفصول المهمه لابن الصباغ المالکی ص ۱۰۷ ؛ ینابیع الموده ـ قندوزی ا

لحنفی ـ ص ۶۲؛ نور الأبصار ص ۷۱ و ۱۰۲ ؛ الدرالمنثورـ سیوطی ـ ج ۶ ، ص ۳۷۹؛ تفسیر الطبری ج ۳ ، ص ۱۴۶؛ تذکره الخواص لابن الجوزی ص ۱۸؛ فتح القدیر للشوکانی ج ۵ ، ص ۴۷۷؛ فرائد السمطین ج ۱ ، ص ۱۵۶ .
زمانی که آیه ( إن الذین آمنوا وعملوا الصالحات أولئک هم خیر البریه ) نازل شد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به علی امیر المؤمنین فرمودند : منظور از این آیه تو و شیعیانت هستید .
; أمیر المؤمنین علی بن أبی طالب قال قال رسول الله ( صلى الله عل

یه وسلم ) یا علی إذا کان یوم القیامه یخرج قوم من قبورهم لباسهم النور على نجائب من نور أزمتها یواقیت حمر تزفهم الملائکه إلى المحشر فقال علی تبارک الله ما أکرم هؤلاء على الله قال رسول الله ( صلى الله علیه وسلم ) یا علی هم أهل ولایتک وشیعتک ومحبوک یحبونک بحبی ویحبونی بحب الله هم الفائزون یوم القیامه .
تاریخ مدینه دمشق ج۴۲، ص ۳۳۲،‌ ذیل ترجمه آقا امیرالمؤمنین علی علیه السلام .
امیر المؤمنین علی بن أبی طالب علیه السلام فرمود: (روزی) رسول الله صلى الله علیه وآله و سلم به من فرمودند: یا علی زمانی که قیامت فرا می رسد عده ای از قبر هایشان خارج می شوند که لباسهای آنها از نور است و بر شترانی از نور سوارند که افسار آن شتران از جنس یاقوت سرخ است ملائکه آنها را تا محشر مشایعت می کنند ، من عرض کردم تبارک الله چقدر اینها نزد خداوند گرامی هستند ، در این هنگام رسول خدا صلى الله علیه وآله و سلم فرمودند : آنها کسانی هستند که ولایت و امامت تو را پذیرفته اند آنان شیعیان و دوستداران تو هستند ، تو را به خاطر دوستی من دوست داراند و مرا دوست می دارند زیرا که خداوند را دوست دارند ، آنان در روز قیامت رستگارند .

روى ابن عساکر بإسناده عن جابر بن عبد اللّه، قال: کنّا عند النبی صلى اللّه علیه وسلّم، فأقبل علی بن أبی طالب، فقال رسول اللّه: «قد أتاکم أخی، ثمّ التفت الی‏الکعبه فضربها بیده. ثمّ قال: والذی نفسی بیده، إنّ هذا وشیعته لهم الفائزون یوم القیامه.
ثمّ قال: إنّه أوّلکم إیماناً معی، وأوفاکم بعهد اللّه، وأقومکم بأمر اللّه، وأعدل

کم فی الرعیّه، وأقسمکم بالسویّه، وأعظمکم عند اللّه مزیه». قال: وفی ذلک الوقت نزلت فیه: (إِنَّ الَّذِینَ ءَامَنُوا وَعَمِلُوا الصَّلِحَتِ أُولَئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّهِ). البیّنه:۷/۹۸
کان أصحاب محمد صلى اللّه علیه وسلّم إذا أقبل علی قالوا: قد جاء خیر البریه.
تاریخ مدینه دمشق ج۴۲، ص ۳۷۱،‌ ذیل ترجمه امیرالمؤمنین علی علیه السلام .
ابن عساکر با سند خودش از جابر بن عبد اللّه انصاری نقل می کند که جابر فرمود: نزد رسول خدا بودیم ( ناگهان ) علی علیه السلام وارد شد ، در این هنگام رسول خدا فرمودند : برادر شما آمد ، سپس رو به کعبه نمودند و با دستشان به کعبه زدند و فرمودند قسم به خدائی که جانم در دست اوست هر آینه این مرد و شیعیانش در روز قیامت رستگارند .
سپس رسول خدا فرمودند : علی اولین کسی است که به من ایمان آورده است ، او وفادارترین شما به عهد و پیمان الهی وثابت قدم ترین شمادر اوامر الهی است وعادل ترین شما در برخورد با زیر دستان و با انصاف ترین شماست و نزد خدا از همه شما برتر و با فضیلت تر است .
جابر می گوید :‌ در همین وقت بود که آیه (إِنَّ الَّذِینَ ءَامَنُوا وَعَمِلُوا الصَّلِحَتِ أُولَئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّهِ). در شأن علی علیه السلام نازل شد . و هر وقت علی علیه السلام می آمد اصحاب رسول می گفتند بهترین مخلوق خدا آمد .
وعن ابن عباس ( رض ) قال : لما نزلت هذه الآیه : ان الذین امنوا وعملوا الصالحات أولئک هم خیر البریه قال : لعلی هو أنت وشیعتک تأتی یوم القیامه أنت وشیعتک راضین مرض

یین ویأتی عدوک غضبانا مقحمین ;
ابن عباس می گوید : وقتی آیه (ان الذین امنوا وعملوا الصالحات أولئک هم خیر البریه ) نازل شد رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم به علی علیه السلام فرمودند : مراد از آیه تو شیعیانت هستید روز قیامت تو و شیعیانت می آیید در حالی که از خداوند راضی هستید و خداوند هم از شما راضی است و دشمن تو می آید در حالی که غضبناک و هلاکت یافته است ;
; عن الشعبی عن علی قال : قال رسول الله صلى الله علیه وسلم : ” أنت وشیعتک فی الجنه ” .
تاریخ بغداد ج۱۲، ص ۲۸۴، ذیل ترجمه عصام بن الحکم بن عیسى بن زیاد بن عبد الرحمن رقم ۶۷۳۱ .
شعبی از امیر المؤمنین علی نقل می کند که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند :(ای علی) تو و شیعیانت (روز قیامت ) در بهشت هستید .
أن رسول الله صلى الله علیه وسلم قال لعلی أنت وشیعتک تردون على الحوض رواه مرویین بیضه وجوهکم وان عدوک یردون على الحوض ظمأ مقمحین .
المعجم الکبیر ـ الطبرانی ج۱، ص ۳۱۹، حدیث ۹۴۸ ، باب عبیدالله بن أبی رافع عن ابیه .
رسول الله صلى الله علیه وآله و سلم به علی علیه السلام فرمودند : یا علی تو وشیعیانت (روز قیامت) در کنار حوض بر من وارد می شوید در حالی که سیراب هستید و صورتهایتان سفید (و نورانی) است و دشمن تو در کنار حوض بر من وارد می شود در حالی که تشنه و هلاک شده است .

در منابع اهل سنت حدود چهل روایت به این مضمون صادر شده است.
اسامی عده ای از صحابه رسول خدا که شیعه بوده اند

ذهبی در ترجمه حجر بن عدی ابن جبله بن عدی بن ربیعه می گوید :
وهو حجر الخیر ; أبو عبد الرحمن الشهید . له صحبه ووفاده ; وکان شریفا ، أمیرا مطاعا ، أمارا بالمعروف ، مقدما على الانکار ، من شیعه علی رضی الله عنهما .
سیر أعلام النبلاء ج ۳، ص ۴۶۳، ذیل ترجمه حجر بن عدی .
او حجر الخیر است ( کنایه از خوبی او ) کنیه او أبو عبد الرحمن که شهید شد . او از صحابه رسول خداست او مردی شریف و امیری اطاعت کننده بود بسیار به معروف امر می نمود و همیشه در نهی از منکر مقدم بود و او از شیعیان علی ( علیه السلام ) است .
ذهبی در ترجمه سعید بن وهب الهمدانی الخیوانی الکوفی می گوید :
من کبراء شیعه علی ; أسلم فی حیاه النبی صلى الله علیه وسلم .
سیر أعلام النبلاء ج ۳، ص۱۸۰، رقم ۷۰ ، ذیل ترجمه سعید بن وهب .
او از شیعیان بزرگ علی (علیه السلام) بود; که در زمان حیات پیامبراکرم صلى الله علیه (وآله) وسلم اسلام آورد .
ابن عبدالبر در ترجمه أبو الطفیل الصحابی می گوید :
أبو الطفیل عامر بن واثله الکنانی .. وقد ذکره ابن أبی خیثمه فی شعراء الصحابه; وکان متشیّعاً فی علی.

الإستیعاب ابن عبد البر ج ۴ ص ۱۶۹۶
أبو الطفیل عامر بن واثله الکنانی ; ابن أبی خیثمه نام او را در زمره صحابه شاعر ذکر کرده و او از شیعیان علی ( علیه السلام) بود .

ابن أبی الحدید می گوید :
وکان سلمان من شیعه على ( علیه السلام ) وخاصته.
شرح نهج البلاغه – ابن أبی الحدید، ج ۱۸،ص ۳۹
سلمان از شیعیان على ( علیه السلام ) و از اصحاب خاص ایشان بود .
مسعودی شافعی در حوادث وفات پیامبراکرم می گوید :
أن الإمام علیا أقام ومن معه من شیعته فی منزله بعد أن تمت البیعه لأبی بکر .
اثبات الوصیه للمسعودی : ۱۲۱ ط النجف .
بعد از اینکه بیعت ابوبکر تمام شد امام علی ( علیه السلام ) به همراه شیعیانش در خانه اش تحصن نمود .

تقی الدین سبکی در کتاب الطبقات الشافعیه نام شافعی را در زمره علمای شافعی مذهب می آورد .
الطبقات الشافعیه ج۳ ، ص ۴۵۶ و ۴۵۷ ، رقم ۲۲۵، چاپ دار احیاء الکتب العربیه .
دکتر صبحی الصالح می گوید :

کان بین الصحابه حتى فی عهد النبی ( صلى الله علیه وآله وسلم ) شیعه لربیبه علی ، منهم : أبو ذر الغفاری ، والمقداد بن الأسود ، وجابر بن عبد الله ، وأبی بن کعب ، وأبو الطفیل عمر بن وائله ، والعباس بن عبد المطلب وجمیع بنیه ، وعمار بن یاسر ، وأبو أیوب الأنصاری.
النظم الإسلامیه : ص ۹۶ .
در میان صحابه حتی در زمان (حیات) پیامبراکرم عده ای شیعه علی ـ پرورش یافته پیامبرـ بودند که بعضی از آنها عبارتند از : أبو ذر غفاری ، ومقداد بن اسود ، وجابر بن عبد الله ، وأبی بن کعب ، وأبو الطفیل عامر بن وائله ، وعباس بن عبد المطلب وجمیع بنیه ، وعمار بن یاسر ، وأبو أیوب الأنصاری.
محمد کرد علی در کتاب خطط الشام می گوید :
عرف جماعه من کبار الصحابه بموالاه علی فی عصر رسول الله صلى الله علی

ه وسلم ، مثل سلمان الفارسی ، القائل : بایعنا رسول الله على النصح للمسلمین ، والائتمام بعلی بن أبی طالب ، والموالاه له ، ومثل أبی سعید الخدری ; ومثل أبی ذر الغفاری وعمار بن یاسر ، وحذیفه بن الیمان وذی الشهادتین ، وأبی أیوب الأنصاری ، وخالد بن سعید ، وقیس بن سعد .
خطط الشام ۵ / ۲۵۱ – ۲۵۶ .

در زمان رسول خدا جماعت بزرگی از صحابه به دوستی و پیروی از علی شناخته می شدند مثل سلمان که می گفت : ما با رسول خدا بر خیرخواهی مسلمین و پذیرفتن ولایت و امامت علی و دوستی او بیعت نمودیم ، و مثل أبی سعید خدری ; ومثل أبی ذر غفاری وعمار بن یاسر ، وحذیفه بن یمان و ذی الشهادتین ، وأبی أیوب انصاری ، وخالد بن سعید ، وقیس بن سعد .
ابن حزم می گوید :
وروینا عن نحو عشرین من الصحابه أن أکرم الناس على رسول الله ( صلى الله علیه وآله وسلم ) علی بن أبی طالب.
الفصل فی الملل والأهواء والنحل : ۳ / ۳۲ (۱۱۱/۴)، ورکبت السفینه ل

مروان خلیفات، ص ۵۹۸
از حدود بیست نفر از صحابه روایت داریم که گرامی ترین مردم نزد رسول خدا صلى الله علیه وآله وسلم علی بن أبی طالب بود .
ظهور شیعه به روایت علمای اهل سنت

ابن خلدون می گوید :
مبدأ دوله الشیعه: اعلم أنّ مبدء هذه الدوله، أنّ أهل البیت لمّا توفی رسول اللّه صلى اللّه علیه وسلّم کانوا یرون أنّهم أحق بالأمر وأنّ الخلافه لرجالهم دون سواهم من قریش.
وفی قصّه الشورى أنّ جماعه من الصحابه کانوا یتشیعون لعلی ویرون استحقاقه على غیره ولمّا عدل به إلى سواه تأففوا منه وأسفوا له مثل الزبیر ومعه عمار بن یاسر والمقداد بن الأسود وغیرهم.
تاریخ ابن خلدون، ج ۳، ص ۱۷۱
ابن خلدون در باره مبدأ ظهور شیعه می گوید :
بدان مبدأ تشکیل شیعه این است که وقتی رسول خدا صلی الله علیه (و آله) و سلم وفات یافتند ، اهل بیت خلافت را حق مُسلَّم خود می دانستند و معتقد بودند خلافت سزاوار مردان بنی هاشم است و دیگر مردان قریش حقی درخلافت ندارند .
در قضیه شوری هم گروهی ازصحابه از شیعیان علی (علیه السلام ) محسوب می شدندو معتقد بودند غیر از علی (علیه السلام ) هیچ کس استحقاق خلافت را ندارد و زمانی که خلافت را فردی غیر از علی به دست آورد از این امر اظهار بیزاری نمودند و تأسف خوردند

. مثل زبیر و عمار بن یاسر و مقداد بن اسود و افراد دیگر .
استاد محمد عبد الله عنان می گوید :

من الخطأ أن یقال : إن الشیعه ظهرت ولأول مره عند انشقاق الخوارج . بل کان بدء الشیعه وظهورهم فی عصر الرسول ( صلى الله علیه وآله وسلم ) حین أمره الله بإنذار عشیرته فی الآیه ۲۱۴ من الشعراء : (وأنذر عشیرتک الأقربین) ولبى النبی فجمع عشیرته فی بیته وقال لهم مشیرا إلى علی : هذا أخی ووصیی وخلیفتی فیکم فاسمعوا له وأطیعوا.
روح التشیع لعبد الله نعمه : ص ۲۰ عن الجمعیات السریه .
اشتباه است کسی بگوید شیعه اولین بار در زمان ایجاد فتنه خوارج به وجود آمد . بلکه ابتدای ظهور شیعه در زمان حیات و ابتدای بعثت رسول خدا بود ، یعنی در آن زمانی که خداوند به رسولش امر نمود:( نزدیکان خود را ارشاد کن و از عذاب آخرت بترسان )آنگاه پیامبراکرم به ندای حق لبیک گفته و نزدیکانشان را در خانه خود جمع نمودند و در حالی که (با دست) به عل

ی علیه السلام اشاره می نمودند به آنها فرمودند : این شخص برادر ، وصی و جانشین من پس از من در میان شماست پس هرچه می گوید از او بشنوید و اطاعتش ک

نید .
أبو حاتم رازی می گوید :
الشیعه لقب لقوم کانوا قد ألفوا أمیر المؤمنین علی بن أبی طالب – صلوات الله علیه – فی حیاه رسول الله – صلى الله علیه وسلم – وعرفوا به ، مثل سلمان الفارسی ، وأبی ذر الغفاری ، والمقداد بن الأسود ، وعمار بن یاسر ، وکان یقال لهم شیعه علی ، وأصحاب علی.
کتاب الزینه : ۲۵۹ تحقیق عبد اللّه سلوم السامرائی، نشأه الشیعه لعبد المنعم داود، ص ۶۵، ط. بغداد ۱۹۶۸، الشیعه فی مصر، لصالح الوردانی المستبصر، ص ۱۰
أبو حاتم رازی سهل بن محمد بن عثمان سجستانی از علماء لغت وعلوم قرآنی ـ ساکن بصره ـ (متوفى ۲۰۵ هجری) در کتابش که الزینه نام دارد می گوید :
شیعه لقب کسانی بود که با أمیر المؤمنین علی بن أبی طالب صلوات الله علیه در زمان حیات رسول الله صلى الله علیه (وآله) و سلم الفت داشتند و به محبت علی شناخته می شدند ، مثل سلمان فارسی ، وأبی ذر غفاری ، ومقداد بن اسود ، وعمار بن یاسر ، وبه آنها شیعه علی ، واصحاب علی می گفتند .

زبیر بن بکار می گوید :
وکان عامّه المهاجرین وجلّ الأنصار لا یشکّون أنّ علیّاً هو صاحب الأمر بعد رسول‏اللّه‏.
الأخبار الموفّقیات لابن بکار (ت ۲۷۲): ۵۸۰، ومثله فی تاریخ الیعقوبی: ۱۰۳/۲
عموم مهاجرین و انصار هیچ گونه شکی نداشتند که ب

عد از رسول خدا خلیفه و صاحب امر علی ( علیه السلام ) است

  راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.