فایل ورد کامل مقاله علمی درباره پستمدرنیسم و پیامدهای نظری و عملی آن در حوزه تربیت دینی
توجه : به همراه فایل word این محصول فایل پاورپوینت (PowerPoint) و اسلاید های آن به صورت هدیه ارائه خواهد شد
فایل ورد کامل مقاله علمی درباره پستمدرنیسم و پیامدهای نظری و عملی آن در حوزه تربیت دینی دارای ۵۵ صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است
فایل ورد فایل ورد کامل مقاله علمی درباره پستمدرنیسم و پیامدهای نظری و عملی آن در حوزه تربیت دینی کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه و مراکز دولتی می باشد.
توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است
بخشی از فهرست مطالب پروژه فایل ورد کامل مقاله علمی درباره پستمدرنیسم و پیامدهای نظری و عملی آن در حوزه تربیت دینی
چکیده
مقدمه
تاریخ تحول فکری جوامع انسانی
ویژگیهای مدرنیته
۱ انسانمداری یا امانیسم
۲ عقلانیت و عقلگرایی
۳ سکولاریسم
۴ نگاه جهانشمول و غیرفرهنگی
۵ اصالت علم و روشهای علمی
۶ اصالت دادن به علم تجربی و رویکرد ابزارگرا
۷ فردگرایی
۸ مادیگرایی
۹ تعریف رستگاری انسان در سعادت دنیوی
۱۰ تأکید بر فردگرایی و اصالت انسان
پیامدهای منفی مدرنیسم
۱ تزلزل فکری در عرصه اندیشه و فلسفه
۲ ترویج اندیشههای مادیگرا
۳ تزلزل باورها
۴ بردگی فکری و خودباختگی
۵ گسترش مصرفگرایی
۶ شکاف گسترده طبقاتی
۷ سستی بنیان خانواده
۸ کمرنگ شدن ارزشها
دلالتهای مدرنیسم در تربیت دینی
مضامین بنیادی پستمدرنیسم
ویژگیهای پستمدرنیسم
۱ نفی فراروایتها و کلیتگرایی
۲ ناباوری به اقتدار علم
۳ نقد ایده پیشرفت و غایتگرایی تاریخ
۴ توجه به دیگری و غیریت
۵ ارج نهادن به تمایز
۶ مخالفت با تسلط فرهنگ غالب
۷ حمایت از منطقهای شدن و محلیگرایی
۸ حمایت از فرهنگ عامه
۹ اهمیت زبان و بیاعتقادی به معانی ثابت
۱۰ بررسی نقادانه امور
۱۱ اعتقاد به محور بودن طبیعت در مقابل انسان
۱۲ ترغیب به زندگی مصرفی و دنیاگرایی
۱۳ ترویج نسبیتگرایی افراطی
دلالتهای پستمدرنیسم در تربیت دینی
نقد تربیت پستمدرن
نتیجهگیری
منابع
بخشی از منابع و مراجع پروژه فایل ورد کامل مقاله علمی درباره پستمدرنیسم و پیامدهای نظری و عملی آن در حوزه تربیت دینی
ـ احمدی، بابک، معمای مدرنیته، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۷
ـ آقابخشی، علی و مینو افشاری راد، فرهنگ علوم سیاسی، تهران، مرکز اطلاعات مدارک علمی ایران، ۱۳۷۴
ـ آهنچیان، محمدرضا، آموزش و پرورش در شرایط پستمدرن، تهران، نشر طهوری، ۱۳۸۲
ـ آقازاده، محرم و عذرا دبیر اصفهانی، اندیشه نوین در آموزش و پروش، تهران، آییژ، ۱۳۸۰
ـ باقری، خسرو، «تربیت دینی در برابر چالش قرن بیست و یکم»، مجموعه مقالات تربیت اسلامی، قم، مرکز مطالعات تربیت اسلامی، ۱۳۷۵، ج۳
ـ بهشتی، سعید، «تبیین و نقد پستمدرنیسم در فلسفه تعلیم و تربیت معاصر»، مجموعه مقالات علوم تربیتی، تهران، سمت، ۱۳۸۵
ـ حاجی میرعرب، مهدی، مقدمهای بر زیباشناسی و تعالی سازمانی، تهران، نشر آموزش ساپکو، ۱۳۸۳
ـ داوری اردکانی، رضا، سیری در اندیشه پستمدرن، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۸
ـ روث، ویلیام، نگرش سیستمی به ریشهها و آینده تئوری مدیریت، ترجمه مهدی جمشیدیان، اصفهان، جهاد دانشگاهی، ۱۳۸۳
ـ رهبر، محمدتقی و محمدحسن رحیمیان، اخلاق و تربیت اسلامی، تهران، سمت، ۱۳۸۵
ـ سجادی، مهدی، فرهنگ عمومی و تربیت دینی، ش ۲۹، ماه نشر، ۱۳۸۰
ـ شمشیری، بابک، تعلیم و تربیت از منظر عشق و عرفان، تهران، طهوری، ۱۳۸۵
ـ شمشیری، بابک، «تبیین امکان جهانی شدن و رویکرد تربیت دینی متناسب با آن از منظر مدرنیسم، پستمدرنیسم و عرفان اسلامی»، مجموعه مقالات اولین همایش ملی جهانی شدن و تعلیم و تربیت، تهران، وزارت امور خارجه، ۱۳۸۳
ـ عرفی، علیرضا، درآمدی بر تعلیم و تربیت اسلامی: اهداف تربیت از دیدگاه اسلام، تهران، سمت، ۱۳۷۶
ـ فرمهینی فراهانی، محسن، پستمدرنیسم و تعلیم و تربیت، تهران، آییژ، ۱۳۸۳
ـ قائمی، علی، اسلام و مدرنیسم، قم، ارشاد، ۱۳۸۰
ـ گوتک، جرالد ال، مکاتب فلسفی و آراء تربیتی، ترجمه محمدجعفر پاکسرشت، تهران، سمت، ۱۳۸۰
ـ گنون، رنه، بحران دنیای متجدد، ترجمه ضیاءالدین دهشیری، تهران، امیرکبیر، ۱۳۷۸
ـ گنجی، اکبر، سنت، مدرنیته، پستمدرن، تهران، بینا،
ـ لیوتار، ژان فرانسوا، وضعیت پستمدرن، ترجمه حسینعلی نوروزی، تهران، نشر غزال، ۱۳۸۴
ـ لاوین، ت. ز، از سقراط تا سارتر، ترجمه پرویز بابایی، تهران، نگاه نو، ۱۳۸۴
ـ مشایخی راد، شهابالدین، تعلیم و تربیت دینی (مجموعه مقالات) (ترجمه)، قم، پژوهشکده حوزه و دانشگاه، ۱۳۸۰
ـ مددپور، محمد، تجدد و دینزدایی در فرهنگ و هنر منورالفکری ایران، تهران، دانشگاه شاهد، ۱۳۷۳
ـ نوذری، حسینعلی، صورتبندی پستمدرنیته، تهران، نقش جهان، چ چهارم، ۱۳۷۹
ـ هولاب،رابرت، یورگن هابرماس نقد در حوزه عمومی مجادلات فلسفی هابرماس با گادمرالومان، لیوتار، دریدا و دیگران، ترجمه حسین بشیریه، تهران، نی، چ دوم، ۱۳۷۵/۱۹۹۱
ـ نوالی، محمود، نگرش اگزیستانسیالیستی (مجموعه مقالات)، تبریز دانشگاه تبریز، ۱۳۸۳
Marshall, Peters, M., »Postmodernism and Education«, In The Inte rnational Encyclopedia of Education,
Kerka, S., »Postmodernism and Adult Education«, Http: Ilorders. Comlmembers/sp. Cfm An=ED 404549,
O’ Neill, J The poverty of postmodenism. London , Routledye,
Cahoone, L. From Modernism to postmodernism. Massachusetts, Cambridge,
چکیده
انسان، موضوع تربیت است و هرگونه طرحی در این زمینه مسبوق به نگاه انسانشناختی ویژهای است. در این نگاه، تربیت، دین و انسان همواره ملازم یکدیگرند. با ظهور دیدگاههای جدید در حوزه موضوعات نظری و فلسفی، بهویژه در زمینه فلسفه تعلیم و تربیت، چالشهایی تازه پیش روی تربیت انسان، بهخصوص در برابر تربیت از منظر دینی قرار داده است که از آن جمله، دیدگاههای مدرنیته و پستمدرنیته است. این دیدگاهها با فرایند جهانی شدن، توسعه یافته و تقویت شده است. این دیدگاهها نتوانستهاند معنایی پایدار برای انسان بیافرینند و به آزادی و استغنای او کمک کنند. در نتیجه انسان را در اقیانوس بیکران نسبیت و کثرتگرایی رها میکنند. این مقاله فراتر از این دو دیدگاه، تربیت دینی را با ویژگیهای آن مطرح کرده و بر اساس مفروضهای بنیادی تربیت دینی از منظر اسلامی، همچون وحدت وجود، باطنگرایی و اصالت فطرت، جهانی استوار بر پایه امر قدسی تبیین کرده است
کلید واژهها: تربیت دینی، مدرنیته، پستمدرنیسم، کثرتگرایی، نسبیگرایی
مقدمه
بحث ارتباط دین و تربیت، سابقه دیرینه و کهن دارد، تا آنجا که در اوضاع مطلوب، تقابل دین و تربیت کمتر احساس شده است. پس از خیزش انسان بهسوی علم، غرور او در عصر روشنگری، کشف قدرت ذهنی و اندیشه منطقی خویش و دستاوردهای علمی ناشی از آن، بهتدریج انسان جانب دین و آموزههای دینی را رها کرد و بحث ارتباط بین دین و علم و به تبع آن، ارتباط دین و تربیت، مخدوش و در حاشیه گذاشته شد. سیر تحول جوامع و تفکر انسانی بر این امر، صحه میگذارد
بدون پیشداوری، نیاز انسان به دین همچنان پابرجاست. دین در تغییر مداوم دورانهای تمدن بشر، تکیهگاهی تزلزلناپذیر برای انسان فراهم کرده است و موجب زنده نگاهداشتن ارزشهای فرهنگی و انسانی و اخلاقی میشود. البته این نیاز در دیدگاههای گوناگون انسان دستخوش تعبیرها و تفسیرهای متفاوتی قرار گرفته است که بهطورمشخص، در دیدگاههای مدرنیسم و پستمدرنیسم به آن پرداخته شده است
دیدگاه مدرنیته و بهویژه پستمدرنیته، همچنانکه در قلمروهایی مانند هنر، فلسفه، سیاست و ادبیات، مسائل و مباحث تازهای برانگیخته است، در عرصه تعلیم و تربیت نیز پرسشها و نگرشهایی نو به میان آورده است. با توجه به اینکه اندیشههای تربیتی در هر عصر، غالباً متأثر از اندیشهها و جریانهای فکری و فلسفی آن عصر است، شناخت مبانی فلسفی پستمدرنیسم و ویژگیهای آن از منظر تربیت دینی ضروری به نظر میرسد
پستمدرنیستها نظام آموزش و پرورش کنونی را عامل انتقال فرهنگ مسلط، یعنی فرهنگ ممتاز یا فرهنگ نخبگی میدانند. روشن است که بسیاری از نگاههای پستمدرن به دنیا و واقعیات آن همچون تعلیم و تربیت، مربوط به دنیایی است که بستر و زمینه آن را پدید آورده و از آن برخاسته بود. از مهمترین مزایای آشنایی با تعلیم و تربیت پستمدرن، ایجاد امکان نگرش انتقادی ژرفتر به پیامدهای تعلیم و تربیت مدرن و نیز به تغییراتی است که آموزش و پرورش امروز و مدارس ما بدان نیازمندند. در این زمینه اصطلاحاتی نظیر آموزش و پرورش آرای گوناگون، یا آموزش و پرورش مرزی را بهکار میبرند؛ بهعلاوه پستمدرنیستها چون دسترسی به حقیقت مطلق و شناخت عینی را ناممکن میدانند، به برنامهها و روشهای آموزش کنونی نیز انتقاد دارند. آشنایی با تعلیم و تربیت از نگاه پستمدرنیستها و نقدهایی که آنان بر تعلیم و تربیت کنونی وارد میسازند، به علت فراگیری این دیدگاه حائز اهمیت است. قبل از پرداختن به این موضوع، سیر تحول جوامع بشری مورد توجه است تا با نقد و نظر این دیدگاهها، دلالتهای آنان را در تربیت دینی بیان دارد
تاریخ تحول فکری جوامع انسانی
تاریخ تفکر انسانی و سیر تحول جوامع بشری را به سه دوره تقسیم کردهاند: دوره پیشامدرن، دوره مدرن و دوره پستمدرن
دوره پیشامدرن: در دوره پیشامدرن (از قرن ششم قبل از میلاد تا سدههای میانی) بر دوگانگی ایدئالیسم و عقلگرایی تأکید میشد و ایمان و مذهب در آن نقش اساسی داشت. این دیدگاه ستایشکننده فرهنگ رفیع باستانی و شیفته نوعی وحدت نظر است
دوره مدرن: این دوره (از رنسانس تا پایان قرن نوزدهم) دورانی تاریخی است که پس از سدههای میانه در پی رنسانس فرهنگی در اروپا آغاز شد. بعضی نیز آغاز دوران مدرن را انقلاب صنعتی میدانند و بعضی دیگر، پیدایش نظام تولید سرمایهداری و بازار آزاد را شروع این دوران تلقی میکنند. مدرنیته، تداعیگر نوگرایی و تجددگرایی است، و ریشههای تاریخی آن به جنبش رنسانس، عصر روشنگری یعنی دوران تجربهگرایی، اثباتگرایی منطقی، راسیونالیسم، روششناسی علمی و شناسایی حقایق عینی برمیگردد. از پیامدهای دوره مدرن این است که دانش علمی و حرفهای، سرچشمه فهم جهان تلقی میشود و چنین فرض شده است که دانش علمی، آینه منعکسکننده واقعیت عینی است. بهرغم بسیاری از متفکران، در عصر پستمدرن، خلق واقعیت جانشین کشف واقعیت شده، و مشارکت انسان در ساختن دانش برجستهتر شده است؛ درنتیجه فرایند تولید دانش، امری اجتماعی، استقرایی، تعبیری و کیفی بهشمار میآید. بههرروی، چهار رکن اصلی که در واقع بسترهای تاریخی ـ اجتماعی پیدایش و تکامل مدرنیته بهشمار میروند عبارتاند از
رنسانس (نوزایی) از قرن چهاردهم میلادی؛
رفورماسیون (جنبش اصلاح دینی) در قرن شانزدهم میلادی؛
روشنگری از اواخر قرن هفده تا اوایل قرن هجده میلادی؛
انقلاب صنعتی از نیمه دوم قرن هیجده تا نیمه اول قرن نوزده میلادی.[۱]
دستاوردهای مدرنیته در حوزههای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی قابل مشاهده است. اوج این دستاوردها را که از گذشتههای دور شروع شدهاند، میتوان از قرن هیجدهم به بعد دانست. از بارزترین ویژگیهای مدرنیته که از رنسانس به بعد شروع شد و در عصر روشنگری به اوج خود رسید، نگرش به انسان بهمنزله موجودی اجتماعی یا یک «هستی اجتماعی» است
گرچه در مورد دورهبندی تاریخی مدرنیته، اختلاف نظر وجود دارد، در مورد مشخصههای اصلی مدرنیته این اختلافات کمتر است. به باور بسیاری اندیشمندان، مدرنیته بهمعنای پیروزی خود انسان بر باورهای سنتی (اسطورهای، دینی، اخلاقی، فلسفی)، رشد اندیشههای علمی و خودباوری، و افزون شدن اعتبار دیدگاه فلسفه نقادانه است که با سازمانیابی تازه تولید و تجارت، شکلگیری قوانین مبادله کالا، و سلطه تدریجی جامعه مدنی بر دولت همراه است. به این اعتبار، مدرنیته مجموعهای است فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فلسفی که از حدود سده پانزدهم، زمان پیدایش نجوم جدید، اختراع چاپ و کشف امریکا تا به امروز یا تا چند دهه پیش ادامه یافته است. انقلاب صنعتی که از جمله عوامل تکامل مدرنیته است، انگیزه سود را محور قرار داد که لرزش آن در سراسر جامعه احساس شد، و لایههای سنتی را درنوردید، و ما شاهد تولد اصالت فرد بودیم؛[۲] تا آنجا که مبلغ و میزان سود حاصله نیز سنجهای برای میزان استحقاق موهبت الهی تلقی شد، و ثروت، نشان موفقیت دانسته شد
مدرنیته برخلاف پستمدرنیته، نهضتی منسجم و یکدست بهشمار میآید. آموزههای اصلی این نهضت و حرکت فکری عبارتاند از: قطعیانگاری عقل انسان همچون یگانه و برترین سوژه دانش، آزادسازی فرد از هر محدودیتی که آزادی و برتری هویتش را تهدید کند، مخالفت با سنت و کلیسا بهمنزله دشمنان اصلی آزادی و فرایند آزادسازی، ناسیونالیسم و تمرکزبخشی به قدرت اقتصادی بهمثابه اصول قانونمند همزیستی انسانها، اعتماد نامحدود به علم، توسعه اقتصادی و فنی و صنعتگرایی. افزون بر اینها، رواج لیبرالیسم، فردگرایی، سکولاریسم، خودفرمانی و پیشرفتگرایی نیز جزء ویژگیهایی است که بسیاری از صاحبنظران، در وصف مدرنیسم به آن توجه دارند.[۳] از ویژگیهای مدرنیته میتوان به موارد مشخص ذیل اشاره کرد
ویژگیهای مدرنیته
۱ انسانمداری یا امانیسم
از ویژگیهای مدرنیته، سست شدن پایههای حاکمیت سنت، حجیت عقل و توجه به معیار عقل و تجربه انسانی بهمنزله ملاک معتبر برای شناسایی حقیقت است. بنابر این ویژگی، انسان در مرکز هستی قرار گرفت، بهگونهای که صحت و سقم پدیدهها را با قدرت عقلانی خود تعیین میکند. مدرنیته، جهتگیری در مقابل نگرش قرون وسطایی به انسان، جهان و خداست و امید و آرزو بستن به امکان بازسازی انسان و جهان بر بنیاد عقل و قوه شناسایی انسان، و همچنین جابهجایی محور هستی از خدا به انسان. در برابر این جمله کتاب مقدس که: «خدا انسان را بهصورت خود آفرید»، فویر باخ آن سخن معروف را گفت که: «انسان خدا را بهصورت خود آفرید»؛ یعنی خدا چیزی جز صورت آرمانی انسان از انسان نیست. این نگاه، نهایت دید مدرن به انسان است
منظور از انسانگرایی، «ایمان به انسان» است. از این ایمان میتوان به ایمان به «علم» و «قدرت» انسان تعبیر کرد. به عبارت دیگر، انسانگرایی عبارت است از باور داشتن به اینکه اگر از دست «علم انسان» کاری بر نیاید، قطعاً از دست هیچکس و هیچچیز دیگر هم کاری بر نخواهد آمد؛ و اگر از محدوده «قدرت انسان» کاری بیرون رفت، در محدوده هیچکس و هیچچیز دیگر نیز نخواهد بود. این باور در متون دوران مدرن، در قالب این ایده تجلی میکند که انسان حاکم بر سرنوشت خویش است و اسیر موجود دیگر نیست. به همین دلیل است که در متون مدرنیته، چیزی به نام شیطان وجود ندارد یا اگر وجود دارد، توان سیطره و تفوق بر آدمی ندارد
یکی از بحثهایی که در میان فلاسفه اخلاقِ دوران مدرن شایع است، شکاف میان «معرفت اخلاقی» و «عمل اخلاقی» است و اینکه چگونه میتوان این شکاف را پُر کرد. در متون دینی قدیم، این شکاف را فریبخوردگی انسانها پر میکرد و باور این بود که انسان به این جهت به حکم معرفتهای اخلاقی عمل نمیکند، که دستخوشِ فریب شیطان، دنیا، هوا و نفس است. اما چنین باوری دیگر در فلسفه اخلاق مدرن وجود ندارد. انسان مدرن نمیگوید به این جهت به حکم معرفتهای اخلاقی عمل نمیشود که انسان فریب خورده است؛ چراکه انسان مدرن به علم و قدرت بشر ایمان و التزام میورزد و هر اندازه مدرنتر شود، بیشتر التزام میورزد. اما در جهاننگری دینی، انسان دائم باید دست استمداد به درگاه خدا دراز کند و همواره از فریب شیطان برحذر باشد و دغدغه موجودات دیگر هم داشته باشد و فرشتگان به او کمکرسانی کنند.[۴] در اندیشه مدرن، رابطه انسان، جهان و خدا دگرگون شده است؛ زیرا بر اساس تفکر سنتی، خداوند حاکم مطلق و انسان، فرع دانسته میشود، اما در دید مدرن، منشأ هستی و خالق آن، از حاکمیت مطلق بر انسان و جهان به زیر آورده میشود و با اصالت دادن به انسان، چیرگی وی بر طبیعت، محور قرار میگیرد. سودمندی این نظریه آنچنان برای بشر محرز جلوه میکرد که حتی خداوند نیز از چنین دیدگاهی مستثنا نبود
۲. عقلانیت و عقلگرایی
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
یزد دانلود |
دانلود فایل علمی 