فایل ورد کامل مقاله پژوهشی درباره رابطه میان ساختار قدرت در خانواده و میزان کارآمدی عملکرد آن


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
فایل ورد و پاورپوینت
20870
18 بازدید
۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : به همراه فایل word این محصول فایل پاورپوینت (PowerPoint) و اسلاید های آن به صورت هدیه ارائه خواهد شد

 فایل ورد کامل مقاله پژوهشی درباره رابطه میان ساختار قدرت در خانواده و میزان کارآمدی عملکرد آن دارای ۱۱ صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد فایل ورد کامل مقاله پژوهشی درباره رابطه میان ساختار قدرت در خانواده و میزان کارآمدی عملکرد آن  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی فایل ورد کامل مقاله پژوهشی درباره رابطه میان ساختار قدرت در خانواده و میزان کارآمدی عملکرد آن،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن فایل ورد کامل مقاله پژوهشی درباره رابطه میان ساختار قدرت در خانواده و میزان کارآمدی عملکرد آن :

مقدمه

یکی از مسائل اساسی در خانواده، توزیع ساختار قدرت است. در طول تاریخ، قدرت در خانواده گاه بـه مرد و گاهی به زن تفویض شده و پدرسری و مادرسری شکل گرفته است. در گذر زمان، پـدر یـا مـادر نقشهای متنوعی یافتند و بهتبع آن، قدرتی عظیم را از آن خویش ساختند. اما تفـاوت در ایـن بـوده کـه خانواده مادرسـر شـیوع کمتـری داشـته اسـت (سـاروخانی، .(۱۳۸۴ خـانواده کـانونی اسـت کـه در آن چگونگی توزیع و نحوه اعمال قدرت در شکلگیری و رشد شخصیت افـراد، اجتمـاعیشـدن فرزنـدان، عزت نفس، انسجام و حتی احساس رضایت، احساس بیگـانگی و تنهـایی و خوشـبختی زناشـویی اثـر میگذارد. چگونگی تقسیم قدرت در خانواده میان زن و شـوهر، بـا کـم و کیـف خوشـبختی زوجهـا و احساس عادلانه بودن قدرت رابطه دارد (مهدوی و صـبوری خسروشـاهی، .(۱۳۸۲ برخـی پـژوهشهـا نشان میدهد، در ۴۰ درصد از خانوادههای تحت مشاوره، که خـانوادههـای »مـرزی« نامیـده مـیشـوند، مبارزه قـدرت وجـود دارد (سـعیدیان، ۱۳۸۲، ص .(۲ ازایـنرو، اسـتخراج سـاختار قـدرت کارآمـد در خانواده و آموزش صحیح آن، نقش اساسی در استحکام و بالندگی خانواده خواهد داشت.

منظور از »ساختار قدرت در خانواده«، الگوهای تصمیمگیری زوجین در هزینههـا، خریـد امکانـات، تربیت فرزندان و غیره است (یزدی و حسینی حسینآبادی، .(۱۳۸۷ بهطور کلی، میتوان ساختار قـدرت در خانواده را به اقتدارگرایانه و دمکراتیک تقسیم کرد. تصـمیمگیـریهـای دموکراتیـک بـه مشـارکت و حضور فعال اعضا در فرایند اخذ تصمیم اشاره دارد. تصـمیمگیـریهـای اقتدارگرایانـه، بـه حاکمیـت و محوریت یک نفر بهعنوان رئیس یا ارشد در اخذ تصمیمات دلالت مـیکنـد (ظهیـری و فتحـی، .(۱۳۸۹ ازاینرو، برخی محققان، ساختار تصمیمگیری در خانواده را در سه مقوله دستهبندی کردهاند:

۱ خانوادههایی که در آنها پدر بیشترین قدرت تصمیمگیری را دارد؛

۲ خانوادههایی که در آنها مادر بیشترین قدرت تصمیمگیری را دارد؛

۳ خانوادههایی که در آنها پدر و مادر بهطور یکسان دارای قدرت تصمیمگیری هسـتند (ذوالفقـارپور

و همکاران، .(۱۳۸۳ هرچند دستهبندیهای دیگری هم بیان شده است .(Bates& et al, 2003, p. 170- 190) کارآمدی مناسب خانواده، نقش اساسی در بالندگی، رشد و ترقـی اعضـای خـانواده دارد و موجـب

شکوفایی استعدادهای آنان میگـردد. خـانواده کارآمـد موجـب پـرورش افـرادی سـالم و رشـدیافتـه و جامعهای سالم میگردد (صـفورایی پـاریزی، ۱۳۸۸، ص .(۱۲-۱۱ پـژوهشهـا نشـان مـیدهـد عوامـل گوناگونی بر عملکرد خانواده تأثیرگذارند. ازجمله، ویژگـیهـای شخصـیتی زوجـین، اعتمـاد، وفـاداری،

بررسی رابطه ساختار قدرت در خانواده با کارآمدی آن ۵۵

ارتباط متقابل، پایبندی مذهبی، روابط جنسی، مدیریت مالی، خانواده و دوستان، اوقـات فراغـت (همـان،

ص .(۱۲۲-۱۲۱ در این میان ساختار قدرت در خانواده نقش اساسی در کارآمدی خـانواده دارد (همـان،

ص .(۱۱۵ بر این اساس، بر هم خوردن ترتیب سلسهمراتـب قـدرت در خـانواده، موجـب عامـل بـروز کشمکش و تنازع قدرت در خانواده میگردد (جی هی لی، ۱۳۷۵، ص .(۱۷۷

در مورد شـکلگیـری دیـدگاه اقتـدارگرایان در خـانواده، تبیـینهـای مختلفـی وجـود دارد: برخـی زیستشناسان، عوامل هورمونی یا برتری قدرت بدنی یا تطور متفاوت زن و مرد را علـت شـکلگیـری ریشههای قدرت دانستهاند (بستان و همکارن، ۱۳۸۳، ص .(۱۵۴ نظریههای روانشناسی، از شـکلگیـری متفاوت شخصیت زن و مرد نام بردهاند و برتری شخصیتی از حیث قدرت بدنی و برخـی مهـارتهـا و انگیـزش بـالاتر بـرای ســلطهطلبـی را عامـل عمـده بــهحسـاب آوردهانـد (همـان، ص .(۱۵۵ نظریــات جامعهشناسی هم متفاوتاند و عوامل اقتصادی، فرهنگی و طیفی از این عوامل همراه بـا عوامـل زیسـتی را نقشساز دانستهاند (همان، ص .(۱۵۷ بر این اساس، پژوهشهای مختلفی در رشتههای مختلف علـوم انسانی، بهویژه جامعهشناسی و روانشناسی انجام شده است. در این پژوهشهـا، جامعـهشناسـان بیشـتر ابعاد اجتماعی ساختار قدرت در خـانواده را مـورد بررسـی قـرار دادهانـد (سـاروخانی، ۱۳۸۴؛ بسـتان و همکارن، ۱۳۸۳، ص ۱۵۰؛ مهدوی و صـبوری خسروشـاهی، .(۱۳۸۲ روانشناسـان، عمـدتاً رابطـه بـین ساختار قدرت و سلامت خانواده و اعضای آن را مورد پژوهش قرار دادهاند (هـی لـی، ۱۳۷۵، ص ۱۷۷؛ خالدی، ۱۳۹۰، ص ۱۲۶؛ سعیدیان، ۱۳۸۲، ص .(۸ محققان اسلامی هم بـا اسـتناد بـه منـابع اسـلامی در باب ساختار قدرت در خانواده، پژوهشهای متعددی را به رشـته تحریـر درآوردهانـد (میرخـانی، ۱۳۷۸؛ ایازی و ناصحی، ۱۳۸۹؛ علائی رحمانی، ۱۳۸۳؛ مروی، ۱۳۸۶؛ کریمپور قراملکی، .(۱۳۷۹ محققان دیگری به بررسی تطبیقی بین نظریات جامعهشناسی یا روانشناسی با منابع اسلامی پرداختهاند (ظهیـری، ۱۳۸۹؛ باقری، .(۱۳۸۸ بهرغم تحقیقات فراوان، پژوهش خاصی در زمینه ارتباط سـاختار قـدرت در خـانواده بـا کارآمدی خانواده در ایران یافت نشده است. از سوی دیگر، با توجه به فرهنگ اسلامی حاکم بـر کشـور، ضرورت دارد پژوهشی در چارچوب آموزههای اسلامی انجام گیرد. بنـابراین، ایـن پـژوهش بـا نگـرش ساختاری به خانواده، درصدد است چهار ساختار مادرسالار، دموکراتیک زن مقتدر، دموکراتیک مرد مقتدر و پدرسالار را با کارآمدی خانواده از منظر آموزههای اسلامی مورد مطالعه قرار دهد و درصدد پاسـخ بـه این پرسشهاست: رابطه ساختار قدرت در خانواده بـا کارآمـدی خـانواده چیسـت؟ کارآمـدی خـانواده براساس چهار ساختار زنسالار، دموکراتیـک زن مقتـدر، دموکراتیـک مـرد مقتـدر و مردسـالار چگونـه است؟ چه میزان از کارآمدی خانواده را میتوان از طریق نوع ساختار خانواده پیشبینی کرد؟

۶۵ ، سال ششم، شماره سوم، پاییز ۲۹۳۱

بسیاری از روانشناسان و جامعهشناسان خانواده، نظریـات و دیـدگاههـای مختلفـی دربـاره سـاختار خانواده مطرح کردهاند که ضرورت دارد، مورد بحث و بررسی قرار گیرد.

روانشناسان سیستمی خانواده، همانند مینوچین (۱۹۷۴) و هی لـی (۱۹۷۶)، وجـود سلسـلهمراتـب روشن و صریح درون خانوادگی را از مسائل ضروری در کارآمدی خانواده میدانند. مینوچین، کـه یکـی از نظریهپردازان خانواده و خانوادهدرمانی است، اعتقاد دارد که معیار سـلامتی و بهنجـاری خـانواده ایـن است که هر کس در جایگاه و نقش متناسب با خود قـرار گیـرد. وی هـدف از روش درمـانی خـود در خانواده را، نشاندن والدین و همسران در پست فرمان کنترل خانواده و ایفای نقش ویژه در اداره خـانواده اعلام میکند (زیمون، ۱۳۷۹، ص .(۲۳۵
از سوی دیگر، هی لی معتقد است: هر خانواده باید بـه مسـئله سـازماندهی در یـک سلسـلهمراتـب بپردازد. وجود سلسلهمراتب اجتنابناپذیر است؛ زیرا سـازمان ماهیتـاً سلسـلهمراتبـی اسـت و قواعـد و مراتب مربوط به اینکه چه کسی در پایگاه اولیه قدرت و چه کسی در پایگاه ثانویـه قـدرت اسـت، بایـد مشخص شود. در خانوادههای هستهای، قدرت غالباً در دسـت والـدین اسـت. وقتـی یکـی از اعضـای خانواده دچار علائم مرضی میشود، ترتیب سلسلهمراتب در سازمان خانواده بـه هـم مـیخـورد. وقتـی وضع پایگاهها در سلسلهمراتب به هم بخورد، یا مبهم باشد، کشمکشی بروز میکند که یک شاهد عینـی، تنازع قدرت است (هی لی، ۱۳۷۵، ص .(۱۷۷-۱۷۳ ریچارد میلر مدیر دانشکده زندگی خـانواده دانشـگاه بریگم یانگ میگوید: در خانواده سالم یک سلسلهمراتب روشن بین والدین و فرزندان وجود دارد. پـدر و مادر نقش هیئت مدیره و رهبری خانواده را بر عهـده دارنـد. ازدواج یـک همکـاری برابـر میـان زن و شوهر است. اما هریک دارای نقش خاصی هستند. پدر نقش مدیر و محـافظ گـروه را بـر عهـده دارد و مادر اصولاً وظیفه پرورش را برعهده دارند .(Miller, 2008, p. 1-4)

پژوهشهای بسیاری پیرامون الگوی تصمیمگیری در خانواده و پیامدهای آن انجام گرفته اسـت. ایـن پژوهشها، تـأثیر سـاختار قـدرت خـانواده را بـر روی انسـجام خـانواده، کیفیـت زنـدگی زناشـویی و آسیبشناسی خانواده مورد تأکید قرار دادهاند (ذوالفقارپور و همکـاران، .(۱۳۸۳ بنـابراین، ایـن نظریـههـا تأثیر ساختار قدرت در خانواده بر روی کارآمدی خانواده را تأیید نمودهاند.
یکی دیگر از نظریههایی که قدرت در خانواده را تبیین میکند، »تئوری تفکیک نقشهـا« اسـت. ایـن نظریه جامعهشناختی براساس اصل سازشناپذیری بودن نقشهـای رهبـری و عـاطفی پارسـونز (۱۹۹۵) است. وی معتقد است: دو عنصر عمده برای تشکیل خانواده تفکیک بر مبنای جنسیت و سن اسـت کـه مرتبط با تفـاوتهـای بیولـوژیکی و نگـرشهـای اجتمـاعی و خـانوادگی اسـت (مهـدوی و صـبوری خسروشاهی، .(۱۳۸۲

بررسی رابطه ساختار قدرت در خانواده با کارآمدی آن ۷۵

براساس این تفکیکپذیری، پارسونز به چهار نوع تقسیمبنـدی بنیـادی از نقـش- پایگـاه در خـانواده هستهای میرسد:

۱ نقش پدر- پدر، دارای قدرت بالایی است. در خـانواده، وجـه ابـزاری در دسـت اوسـت و از طرفـی، نقش احساسی- عاطفی او پایین است.

۲ نقش مادر- مادر، دارای قدرت بالایی در وجه احساسی- عاطفی است و در نقش ابـزاری از موقعیـت پایینی برخوردار است.

۳ نقش فرزند پسر- پسر، از نظر قدرت در سطح پایین ولی دارای وجه ابزاری است.

۴ نقش فرزند دختر- دختر، از نظر قدرت در سطح پایین ولی دارای وجه احساسی- عاطفی است. پارسونز معتقد است: بزرگسالان در امـور خـانواده، بـهعنـوان یـک سیسـتم، بـیش از کوچکترهـا تـأثیر میگذارند. نکته اصلی، وجه ابزاری و احساسی-عاطفی است که ضرورتاً این تفکیـک، حـاوی کـارکرد برای خانواده است .(Parsons, 1995, p. 45) از این ایفای نقشهاست که پارسونز برای زن نقش رهبـری عاطفی یا کاریزمایی و برای مرد نقش رهبری اجرایی یا ابزاری قائل اسـت. شـوهر رهبـر اصـلی و مـادر وظیفه حفظ وحدت و انسجام خانواده را برعهده دارد (مهدوی و صبوری خسروشاهی، .(۱۳۸۲

فمینیسم، یکی از دیدگاههای مهمی است که در مقابل نظریات کارکردگرایانی همچون پارسونز قـرار دارد. اساس نظریه آنها در »نابرابری جنسی«، بر این اصل استوار است کـه زنـان در جامعـه در موقعیـت نابرابری نسبت به مردان قرار دارند. زنان نسـبت بـه مـردان، دسترسـی کمتـری بـه منـابع مـالی، پایگـاه اجتماعی، قدرت و فرصتها برای خودشکوفایی در اجتمـاع دارنـد. ایـن نـابرابری، نتیجـه سـازماندهی جامعه است، نه اینکه منشأ بیولوژیکی یا تفاوتهای شخصیتی بین زنان و مردان داشته باشـد. در حـوزه خانواده نیز فمینیستها معتقدند که اساس خانواده بهسوی برابری و تقارن نرفته است. بنـابراین، خـانواده مکان نابرابری است؛ جایی که زنان مطیع هستند و نقشهای آنان از پیش تعیین شده است. آنان بـر ایـن باورند که دو ساختار زیر، زنان را به اطاعت و فرمانبرداری در خانواده وامیدارد (همان):

۱ موقعیت زنان بهعنوان همسران و مادران: بهاعتقاد بسـیاری از آنـان، مـادری و مراقبـت از فرزنـد، بهجای آنکه به قابلیتهای درونی زنانه اسناد داده شوند، بایـد بـهعنـوان سـاختهـای فرهنگـی ادراک شـوند. اوکلی (۱۳۷۶) برای مادری کردن بهعنوان نماد آشکار تقسیم کار جنسـی، جنبـه اسـطورهای قایـل اسـت. وی اسطوره مادری را مشتمل بر سه ادعای نادرست میداند: الف. مادران به کودکان خود نیـاز دارنـد؛ ب. کودکـان به مادران خود نیاز دارند؛ ج. مادری مظهر بزرگترین دستاورد زندگی زن است (بستان، .(۱۳۸۹

۲ فرایند جامعهپذیری در خانواده: دی بوار (۱۹۸۹) از جامعهپذیری نقـشهـای جنسـیتی بـهعنـوان

۸۵ ، سال ششم، شماره سوم، پاییز ۲۹۳۱

عامل تداوم سلطه مرد بر زن یاد میکند .(Tong, 1997, p. 206) بهاعتقاد وی، شخصیت دختـران و زنـان میتوانست بسیار متفاوت با الگوی نابرابر کنونی شکل گیرد، مشروط به اینکه دختر بچه از ابتدا با همـان توقعات و پاداشها، و با همان سختگیریها و آزادیهایی تربیت میشد که برادرانش تربیت میشـوند. در همان تحصیلات و همان بازیها سهیم میشد .(De Beauvoir, 1989, p. 726) نانسی چودرو نیـز بـا تأکید بر الگویهای جامعهپـذیری، اظهـار مـیدارد کـه در ایـن فراینـد دختـران درجـه ضـعیفتـری از فردیتیافتگی را نسبت به پسران تجربه میکنند .(Chodorow, 1997, p. 195)

نظریه مبادله، یکی از دیدگاههای مهم در جامعهشناسی است. این نظریه بر قدرت زناشـویی متمرکـز شده است. براساس این نظریه، سه عنصر هنجارهای اجتماعی، منابع و منافع توزیع قدرت یک رابطـه را تعیین میکنند. عنصر اول، بیان میدارد که هنجارهایی مثل ریاست مرد در خانه و برخورداری از سـن و پول بیشتر و تحصیلات بالاتر و شغل بهتر در مقایسه با زنان، موجب افزایش قدرت مردان شـده اسـت. عنصر دوم، منابع است. هریک از دو شریک زندگی، که منابع بیشتری مثل پول، دانش یا ظـاهر فیزیکـی بهتر، در اختیار داشته باشند، قدرت بیشتری دارند. عنصر سوم، منافع است؛ یعنی که هر کدام از زوجـین که منافع کمتری از این رابطه به دست آورد، قدرت بیشتری خواهند داشت و کسی که وابسـتگیاش بـه رابطه کمتر است، قدرتش کمتر خواهد بود .(Taylor & et al, 2000, p. 276) ازجمله پژوهشهـای مهـم در این زمینه، مطالعات والاس و ولف است که در دهه ۱۹۶۰ انجام گردید که به نظریه منابع منتهـی شـد .(Wallace & Wolf, 1986, p. 181) براساس این نظریه، هریـک از زن و شـوهر بـه هـر میـزان از منـابع قدرت برخوردار باشند (بهطور اخص مثل: تحصیلات، شغل و قـدرت مـالی)، بـه همـان میـزان، دارای قدرت تصمیمگیری در خانواده هستند. البته منابع ارزشـی دیگـری مثـل علاقـه و وابسـتگی زوجـین و جذابیت فرد برای همسر، در توزیع قدرت دخیل هستند (مهدوی و صبوری خسروشاهی، .(۱۳۸۲

از دیگر نظریات جامعهشناسی، جامعهپذیری جنسیت است. جامعهپذیری فرایندی است که افـراد، از طریق آن، نگرشها، ارزشها و کنشهای مناسب هر فرد بـهعنـوان عضـوی از یـک فرهنـگ خـاص را میآموزند و آن را بهعنوان عضوی از یک فرهنگ، درونی میکنند. در ارتباط بـا کـارکرد جامعـهپـذیری، مسئله جامعهپذیری نقشهای جنسیتی در خانواده مطرح است. شیوههای متفاوت تربیت کودکـان دختـر و پسر و انتظارات، نگرشها، وظایف و رجحانهایی که یک جامعه به هر جنس نسبت میدهد، موجـب شکلگیری نقشهای درونی متفاوت بین آنان میشود (بستان، .(۱۳۸۹

جامعهشناسان، عوامل جامعهپذیری راعمدتاً خانواده، مـدارس و رسـانههـا مـیداننـد. ایـن عوامـل، معمولاً از زنان تصویری مطیع، منفعل، عاطفی، وابسته و از مـردان تصـویری مسـتقل، اسـتوار، شایسـته،

بررسی رابطه ساختار قدرت در خانواده با کارآمدی آن ۹۵
۰۶ ، سال ششم، شماره سوم، پاییز ۲۹۳۱
توانا و مصمم ترسیم کردهاند. تا جایی که تحقیقـات نشـان داده، زنـانی کـه در خـانواده پـدری مطیـع و مسئولیت میپذیرد. درباره شیوه اعمال قدرت نیز نه مجابسازی و نه مجبورسازی موردنظر نیسـت. در
فرمانبردار بودهاند، در خانوادهی شوهر نیز مطیعاند (مهـدوی و صـبوری خسروشـاهی، .(۱۳۸۲ دوبـوار اینجا، هم زن و هم مرد تسلیم قوانین وجودی خود و یکدیگرند.
(۱۹۸۹) از جامعهپذیری نقشهای جنسیتی بهعنوان عامل تداوم سلطه مرد بـر زن یـاد مـیکنـد ( Tong, جوری و یودانیس معتقدند: برخی پژوهشها نشان میدهد که از دست رفتن قـدرت مـردان نسـبت
.(۱۹۹۷, p. 206 چودورو، در این رابطه اظهار میدارد: »تقسیم کار جنسی و خـانوادگی کـه در ضـمن آن به زنان، احتمال بروز خشونت را از سوی مردان افزایش میدهد .(Jory & Yodanis, 2006) در مجمـوع،
زنان به مادری میپردازند، منجر به تقسیمی جنسی در باب سازماندهی و جهتگیـری روانـی مـیشـود مردان تمایل دارند نسبت به همسرانشان، منابع قـدرت بیشـتری را داشـته باشـند. یافتـههـای بـوریس و
.(Chodorow, 1997 , p. 195) این امر، مردانـی تولیـد مـیکنـد کـه بیشـتر انـرژی خـود را صـرف کـار زسویک، نشان میدهد که زنان در ازدواجهایی که مرد تسلط بیشتری دارد، رضامندی زناشـویی بیشـتری
غیرخانوادگی میکنند و از پدری کردن خودداری میورزند. زنـانی تولیـد مـیکنـد کـه انـرژی خـود را دارنـد .(Buric & Zecevic, 1967, p. 325) همچنـین پـژوهش ذوالفقـارپور و همکـاران (۱۳۸۳) نشـان
صرف پرورش و مراقبت از فرزندان میکنند که این کار به نوبه خود، تقسیم کار جنسـی و خـانوادگی را میدهد افزایش قدرت زن در خانواده، رضامندی زناشویی وی را کاهش میدهد.
که در ضمن آن زنان به مادری میپردازند، بازتولید میکند.« بهاعتقاد ریتزر (۱۹۷۹)، در جوامـع سـنتی، از ساختار قدرت از منابع اسلامی هم قابـل اسـتخراج اسـت. براسـاس آمـوزههـای دینـی، زن و مـرد دارای
زنان انتظار میرود که از مردان اطاعت کنند و زنان نقش مطیع بـودن را مـیپذیرنـد. ایـن امـر حتـی در سرشت و حقیقت واحدی هستند و گوهر آفرینش آنها یکی اسـت (نسـاء: .(۱ از سـوی دیگـر، زن و مـرد در
قلمرو کار و شغل نیز وجود دارد. براساس تحقیقات گروههـای کـاری، همـانگونـه کـه مـردان بـهطـور تمام استعدادهای کمال، اشتراک دارند و ابزارهای کمال مثل اراده و اختیار و شـناخت و بهـرهمنـدی از هـدایت
مستقل جامعهپذیر میشوند، به همان نسبت از نفوذ بیشتری نسبت به زنان برخوردارند. در مقابـل، زنـان انبیاء و راهنمایان به هرأَنیدوعنایتلا أُضیعشدهاست.عقرآنمکریملَ میعامفرماید:لٍ م»نْکُم مـنْ ذَکَـرٍ أَو
اعتماد بهنفس کمتری دارند و در حضور مردان احساس وابستگی و انفعـال بیشـتری دارنـد (مهـدوی و أُنْثی« (آلعمران: (۵۹؛ من عمل هیچ عملکنندهاى از شما را، زن باشد یا مرد، ضایع نخواهم کرد.
صبوری خسروشاهی، .(۱۳۸۲ ازدواج و شکلگیری خانواده، سازوکارهای جدیدی را بنیان میگذارد. کارکردهای صحیح آن، مبتنـی
جانبزرگی و نوری (منتشر نشده) هم براساس متون روانشناسی و با الهـام از آیـات قـرآن، الگـوی بر تعاملات صحیح بین اعضا و تحقق نقشهای صحیح هریک از اعضا جهت نیل به هدف واحد اسـت.
مهر و قدرت را ارائه نمودهاند. براساس این الگو، زن و مرد هر دو نیاز به قدرت و نیاز به مهر دارنـد، امـا یکی از کارکردهای اساسی خانواده، آرامشبخشی است تا اعضای خانواده به رشد و تعالی مادی و معنوی

نیاز به قدرت در مردان بسیار بیشتر و اساسیتر است. برعکس نیاز به مهـر در زنـان بـه شـکل نْبـارزتریأَنْفُسومکُمنْ آیاتخودأَزهنائلواجاًأَنْآیند: »لخَلَقَتَسکُنُوالَکُمإِلَیمها و جعلَ بینَکُم مـودوهًرحمـه«

بروز میکند. از سوی دیگر، مرد جذاب برای زنان، مردان مقتدر و توانا است و زن مـورد علاقـه مـردان (روم: (۲۱؛ و از نشانههای خداوند این است که از جنس خودتان برایتان همسرانی آفرید تا بدانها آرامش
غالباً زن ملایم و لطیف است. پس در اینجا موضوع مهم همسران این است که اگـر زن بـه مـرد قـدرت بیابید و بین شما دوستی و رحمت برقرار کرد. برخی از آموزههای دینی رعایـت سلسـلهمراتـب قـدرت
بدهد، از او مهر دریافت میکند و اگر مرد به زن عشق و مهر بدهد، از او قدرت دریافت میکنـد. شـکل برای خانواده و اعضای آن مفیـد مـیدانـد (کلینـی، ۱۳۶۵، ج ۵، ص (۵۱ و حفـظ آرامـش و انسـجام و
قدرت در اینجا با تعریف قدرت در متون جامعهشناختی بیان میشـود، متفـاوت اسـت. از ایـن دیـدگاه، یکپارچگی خانواده را لازمه وجود منبعی مقتدر میداند. آیتاللّه العظمی خامنهای میفرماید:
وقتی یک مرد زورگو و قدرتطلب میشود که قدرت او را مورد حمله قرار دهند یا محدود کنند یـا آن زوجیت و دوجنسی در طبیعت بشر برای هدف بزرگی است. آن هدف عبارت است از سکون و آرامـش؛
را به رسمیت نشناسند. مردی که قدرت او ارضاء شود (کـه فقـط توسـط یـک زن امکـانپـذیر اسـت)، مرد در کنار زن، زن در کنار مرد آرامش پیدا کند. برای مرد هم آمدن به داخل خانه، یـافتن محـیط امـن
رئوف و مهربان میشود، در عین حال مقتدر. زنی که نیاز به مهر او ارضاء شود (که فقط توسط یک مـرد خانه، زن مهربان و دوستدار امینِ در کنار او، وسیله آرامش است. برای زن هم داشتن مرد و تکیهگـاهی
که به او عشق بورزد و برای او مانند حصن مستحکمی باشد، مایه آرامش و سعادت است. خانواده این را
امکانپذیر است)، زنی انعطافپذیر، سرزنده و سازگارخواهد شـد. بنـابراین، سـاختار قـدرت مبتنـی بـر
برای هر دو تأمین میکند (شفیعی سروستانی، ۱۳۷۹، ج ۱، ص .(۱۴

  راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.